در چهارچوب جمجمه

حقیقت نیازمند انتقاد است ، نه ستایش - نیچه

۱۳۹۱/۰۴/۱۸

جنگ حتمی است



میگویند سیاست بلوفه و غرب بلوف میزند

گویندگان این سخنان اگر خائن نباشند  از تاریخ کشور هیچ اطلاعی ندارند.

ما سه ساله که داریم از خطر قطعی جنگ میگوئیم و این ربطی به بلوف کسی ندارد
شرایط و مقتضیات تاریخی و سیاسی و حتی اقتصادی غرب ایجاب می‌کند که به ایران مستقیما حمله کند و خواهد کرد

حمله به عراق و لیبی و سوریه هم مقدمه‌ی جنگ ایران هست.

امریکا هنگام حمله به عراق یشدت نگران بود که ایران به کمک عراق برود و مقامات ایران شخصا به آنها اطمینان دادند که نادان‌تر از این حرفها هستند که بفهمند اگر امروز به کمک صدام نروند فردا نوبت خودشان است.

دیدید که بعد نویت قذافی رسید و اکنون بشار اسد اما هدف نهائی ایران است.

از زمانی که جرج بوش ایران را جزو محور شرارت قرار داد برنامه‌ی کار چیده شده بود.
روشن‌تر بگویم از زمان یازده سپتامبر برنامه‌ی حمله به ایران کلید خورد.


جنگ حتمی است حال کدام را انتخاب می‌کنید؟
الان که آنها در کش و قوس انتخابات هستند و هنوز تکلیف سوریه را مشخص نکرده‌اند؟

یا زمانی که طرح آنها که می‌خواهند که تحریمها حسابی کارگر بیافتد و جهان کاملا از نفت ما بی‌نیاز گردد به ثمر نشست و انتخابات تمام شد و رئیسجمهور جدیدشان که قول جنگ را داده (و یا همان که مجبور به جنگ است) سر کار آمد و کار سوریه را تمام کردند و تمام مشکلاتشان را حل کردند؟

دل بستن به کمک روسیه و چین هم ساده دلی است ما تنهائیم

اگر خیلی دلتان می‌سوزد و از جنگ می‌ترسید اولا غنی سازی را توقف کنید (گرچه اثری نخواهد داشت) و کلا حکومت را واگذار کنید وگرنه هر چه دیرتر وارد جنگ شویم دست و پا بسته تر خواهیم بود.

۶ نظر:

borzu گفت...

دوست عزیز

نگرانی شما کاملا بجا ست

اما هزار و یک دلیل بازدارنده نیز وجود دارد

اول اینکه شرایط اقتصادی غرب توان تحمل چنین جنگی را ندارد

دوم اینکه زمان به نفع شرایط سوریه است

سوم اینکه منافع روسیه و چین در راه حل مسالمت آمیز مشکلات منطقه است

چهارم اینکه در صورت وجود چنین قصد راسخی هدر دادن زمان به نفع متخاصم نیست

پنجم اینکه حکومتهای منطقه به صورت در حل تغییر ند و این کار را همواره مشکلتر میکند

ششم اینکه توان نظامی کشور بازدارنده است

هفتم اینکه روسیه و چین دیگر خود را قدرتهای در حال سبقت گرفتن از غرب میدانند و نه حکومتهای ناچار به پیروی از غرب

....

و هزار و یکم اینکه اذهان جهانی در حل بیدار شدن است و پذیرای چنین گنگی نخواهد بود

البته من بیشتر نگران حاکمان در حل سقوط سعودی هستم و به قول معروف فرار به جلوی ایشان در ساعت ده دقیقه به دوازده روز آخرشان

موفق باشید و پیروز

انسان سکولار گفت...

اولا سلام به یا قدیمی

دوما تحولات کشورهای منطقه پیشنیاز جمگ با ایران بود

سوما خودت گفتی که مطالعه کردن دیدن هر زمان که جنگ داشتن اقتصادشون خوب شده

چهارما هنوز برزوی عزیز باورت نشده که باید برای سرپوش گذاشتن بروی پوریم وارد جنگ بشن با ما؟

دیگه منتظر چی باید باشیم تا بفهمیم


و اما نظر من اینه که ما باید پیشدستی کنیم و تنگه رو ببندیم و فقط در صورت عقد یک پیمان صلح با آمریکا بازش کنیم

Borzu گفت...

سلام و درود بر شما،


لازمه ی تاثیر مثبت جنگ روی اقتصاد غرب کم هزینه بودن آن برای غرب است، برای مثال صورت حساب صدها میلیاردی جنگ کویت برای کویت ، عربستان و چند کشور عربی دیگر ارسال و از حساب ایشان پرداخت شد، و یا جنگ عراق با ایران سالها نفت زیر ده دلار را تضمین کرد، اما عواقب آغاز جنگ با ایران افزایش قیمت نفت و متاقبا کساد شدن بازار فروش اسلحه به کشورهای عربی است، بنابر این نمیتواند آن تاثیر مثبت را داشته باشد، همانطور که در سه جنگ آخر( افغانستان ،عراق و لیبی ) این تاثیر حاصل نشد.

فراموش نکنید که معادلات سیاسی قبلی نیز در شرایط جدید قبل اجرا نیستند

لو دادن عمدی برنامه ی امریکا برای حمله به ایران نیز که جدیدا انتشار یافته نشان دیگری از سیاست بچه ترسانی ایشان است.

و در آخر چنانچه شما از وقوع یک حمله اطمینان دارید پیشنهاد بستن تنگه آیا بهانه ی مورد نیاز غرب را برای موجه کردن این حمله به ایشان نخواهد داد ؟


بهر حال امیدوارم که شما اشتباه کرده باشید، چرا که با وجود همه ی دلایلی که برای عدم آغاز جنگ از سوی غرب دارم، باز نگرانی این حقیر از وقوع چنین فاجعه ای کم نیست.

خیر پیش

انسان سکولار گفت...

با بهانه بی بهانه جنگ حتمی است

تقریبا یک سوم این وبلاگ در مورد دلایل این موضوع می‌باشد و با این حال باز هم یک مقاله‌ی کامل در این مورد می‌نویسم

در مورد تنگه‌ی هرمز هم بستن آن ابتکار عمل را به دست ما می‌دهد

و شاید در حالی که آمریکا هنوز آماده‌ی جنگ نیست بتوانیم با کشاندن آنها به مخمصه شرایط را به مذاکره و صلح برسانیم

کاری که البته از این گوساله‌ها ساخته نیست

واضح بگویم اگر کار دست این عروسکهای خیمه شب بازی باشد ما را مانند گوسفند به مسلخ می‌برند

چنانکه دارند می‌برند

اما در مورد اقتصاد

شما طوری حرف می‌زنید که انگار غرب باید اسلحه بخرد تا بجنگد

آن ارتش تا دندان مسلح وقتی غیر اقتصادی است که بکاری نیاید

وگرنه آنچه باید خرج جنگ شود دلار بی ارزش است و آنچه از آن بدست می‌آید نفت با ارزش

هر زمان آنها به جنگ کشوری غیر نفتی رفتند شما نگران هزینه‌هایش باشید

borzu گفت...

در
در شرایطی که هر روز موشک جدیدی آزمایش میشود و خط تولید انبوه آن به دلیل تهدیدات سریعتر از گذشته به راه میفتد،

شرایط در عربستان و دیگر کشورهای وابسته، پیوسته بغرنجتر میشود،

روسیه و چین قاطعانه بر روی نظرات خود در باره سوریه پافشاری میکنند،

سناریوی غرب در مورد سوریه با شکست مواجه شده بطوری که حتا در صورت ایجاد تغییرات، خواسته های غرب را تامین نخواهد کرد،

بنابر این دوست عزیز، زمان به نفع ماست، و حقایق را آشکار میکند.



و در شرایطی که افکار جهانی در مورد اتهام جنگ طلبی و متخاصم بودن ایران، که از طرف امریکا و اسرائیل مطرح میشود ، در حال تعدیل شدن است ( به گواهی نظرسنجی های سالانه در غرب)

راهکار ارایه شده از طرف شما دقیقا همان خواسته ی غرب است، و مهر صحت اتهامات مطرح شده از طرف ایشان است.

آغاز به یک جنگ به دلیل پیشگیری از حمله ی طرف مقابل، حوه توجیح محکمه پسندی نخواهد داشت

دوست عزیز ، متاسفانه باید بگویم که این عقاید شما را نمیفهمم ، و تنها میتوانم آن را به عصبانی و نگران بودن شما از شرایط ویژه ی اینروزها ربط بدهم

شما که سر لوحه وبلاگتان حقیقت را نیازمند انتقاد میداند، و خودتان بارها به سیاستهای غرب در مورد حمله های پیشگیرانه (و البته واهی ) ایشان انتقاد داشته ید، چگونه میتوانید امروز طرفدار همان نوع رفتار سیاسی باشید؟

انسان سکولار گفت...

برزوی عزیز

جنگ آغاز شده و بستن تنگه‌ی هرمز فقط دفاع است نه حمله

ساده لوحی محض است که فکر کنیم اقدامات خصومت آمیز غرب با ایران مصداق یک جنگ تمام عیار نیست