در چهارچوب جمجمه

حقیقت نیازمند انتقاد است ، نه ستایش - نیچه

۱۳۸۹/۱۰/۰۶

آنوسی‌ها


# یهودیت
# صهیونیسم
# تاریخ ایران

بدون شرح!

آنوسی‌از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
یهودی مخفی (آنوسی)
یهودی مخفی به یهودی اطلاق می‌شود که برای انجام ماموریت دینی سیاسی یا از سر اجبار و تقیه به دین دیگر گرویده است آنوسی یا آنوسیم، (به عبری: אנוסים)، در عبری جمع «آنوس» و به معنی «مجبور شدگان» است.

در آیین یهودی، کلمه‌ای حقوقی است که به یهودیانی که مجبور به ترک غیر اختیاری آئین یهودیت شده‌اند

ولی همهٔ تلاش خود را می‌کنند تا در شرایط اجبار به آیین یهودی خود پایبند باشند، اطلاق می‌شود.


اخیرا توسط کسانی چون مهدی خزعلی و عبدالله شهبازی، افرادی چون محمود احمدی نژاد، مصباح یزدی، حسین شریعتمداری،محمد علی رامین، اسفندیار رحیم مشائی، آیت‌الله حائری شیرازی داماد آیت‌الله خزعلی و روح الله حسینیان متهم شدند که آنوسی یا یهودی مخفی هستند.

سعید امامی اسلامی(دانیال قوامی)از عوامل اصلی قتل‌های زنجیره ای و معاون امنیت وزارت اطلاعات و حبیب الله عسگراولادی مسلمان رئیس سابق حزب موتلفه اسلامی از جمله شناخته شده‌ترین یهودیان مخفی در ایران هستند.
...................... 



آنوسی بودن مقامات به نظر من بعید است ولی یهودی‌الاصل بودن‌شان نمی‌تواند خیلی غریب باشد ممکن است ما هم .....
...........................................

ترويج بابي‌گري و بهايي‌گري توسط يهوديان مخفی


تمام مطالب زیر از این منبع است
خبرگزاري فارس مورخ 87/12/11 – 00:02شماره:871206054

 پديده «يهوديان مخفي» (انوسي‌ها) و نقش ايشان در پيدايش و گسترش بابي‌گري و بهايي‌گري عامل مهمي در تحولات معاصر ايران است و بايد به دور از هرگونه افراط و تفريط، مورد شناسايي مستند و علمي قرار گيرد.



۱۳۸۹/۱۰/۰۲

جادوی مغالطه

# مغالطه
# اعتقادات و مذاهب خرافی 
# مجعولات در تاریخ ایران
# فرهنگ و اخلاق

# زندگی 
# آزمایشی درباره‌ی ادراک‌های بصری


این پست را حتما تا آخر بخوانید



چرا جامعه‌ی ایرانی سال‌هاست با عقب‌ماندگی و مشکلات درگیر شده و دائما گذشته‌ی خود را تکرار می‌کند؟

چرا ایران با این همه مواهب نتوانسته به جایگاه شایسته‌ی خود برسد؟


چرا  مردم ایران همواره با دولتمرادان مستقل و غیر وابسته‌ی خود مشکل داشته‌اند؟


چرا طبقه‌ی روشنفکر ایران اینچنین نگاه به دهان غرب دارد؟

چرا ایرانیان با این همه اشتراک فرهنگی با اعراب با غربیان تعامل بهتری دارند؟


 چرا ایرانیان و اعراب تا این حد از هم متنفرند؟


چرا مردمان یک کشور تا بدین حد متفاوت فکر می‌کنند؟


چرا باورهای ما با اعتقادات دیگران تا این حد می‌تواند متفاوت باشد؟


چرا موضوعاتی که زمانی بشدت بدیهی به نظر می‌رسیدند امروز حماقتی بزرگ جلوه می‌کنند؟


چرا ما تا این حد در منجلاب نادانی و بدبختی فرو رفته‌ایم؟


 و بدتر از آن خود نیز نمی‌دانیم که آنچه ما می‌کنیم! نه آن است که می‌نامندش زندگی؟

این چه طلسمی است که ما را اینچنین گرفتار خود کرده است؟

جادوی مغالطه

مغالطه
با  بهره گرفتن از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

۱۳۸۹/۰۹/۲۳

ورود به مرحله‌ی خطرناک !

# جوانان
# علوم انسانی
# جامعه شناسان
# جنسیت و جامعه
# حجاب و عفاف

خواندن این پست را برای تامل در بحث حجاب و عفاف مفید می‌دانم

با سپاس فراوان از برزوی عزیز بابت همراهی در بحث

بسیار رنج می‌کشم از آنچه در جامعه‌ ام جاری است و درد عمیقی را که مردم و مسئولین از شرایط موجود تحمل می‌کنند احساس کرده حیران‌م که این همه بلاهت چطور در انسان‌ها می‌تواند تبلور یابد و حقایق ملموس را نتوانند بینند.


امروزه جنسیت به یک بحران بزرگ در جامعه‌ی ما تبدیل شده و من آنرا از عوارض مسلم فرهنگ حجاب و عفاف می‌دانم  
آیا حجاب مصونیت ایجاد می‌کند؟
آیا عفت یک فرد منوط به پوشیده بودن وی می‌باشد؟
آیا منطقی است که دیگران نجابت خود را متاثر از حجاب ما بدانند؟


چه عفت‌ ی که منوط به حذف صورت مسئله باشد؟
و چه نجابت‌ی که با در معرض مسئله قرار گرفتن در هم شکسته گردد؟


گرچه نه الزاما برای پرهیز از تشویق به قانون شکنی بلکه به دلیل اعتقاد قلبی باید تصریح کنم که :

علارغم مخالفت با حجاب (حتی خود خواسته‌ی آن که شرح آن آینده ارائه خواهد شد )معتقدم :

چون حجاب در کشور قانون است مخالفین آن نه با قانون شکنی بلکه با کار فرهنگی باید با آن مبارزه کنند

 و بد حجابی را نشانه‌ی بارز بی‌فرهنگی و بی مسئولیتی می‌دانم

۱۳۸۹/۰۹/۲۲

حتی جان اف کندی !

# تاریخ ایران
# توطئه‌ی بزرگ راز مکتوم
# احمد تفضلی
# دکتر منوچهر اقبال
# ابراهیم پور داوود
# صهیونیسم
# زرتشتیان
# حمیدرضا پهلوی
# قتل‌های زنجیره‌ای
# موساد
# وزارت اطلاعات ایران
# آشموغ راه‌یافته

ماجرائی مربوط به قتل احمد تفضلی از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای

راز قتل‌های زنجیره‌ای چه بود؟

آیا ایشان فقط می‌کشتند که ایران را بدنام کنند؟!!!
چه کسانی شاه ایران را عملا در مسیر سرنگونی تنها گذاشتند و مسئول سرنگونی وی بودند
ایشان هیچ‌کس را در مسیر اهداف خود  تحمل نمی‌کنند حتی جان اف کندی ! 


راز ماجراهائی که به طرز غیر عادی این کشور توسعه نیافته‌ی با جمعیتی متوسط و مردمان معمولی در گیر آن می‌شود چیست؟

به نسبت بضاعت ایران با سایر کشورها آیا تناسبی بین اهمیت ظاهری ایران و سر و صدا و جنجالی که در مورد آن در یک قرن اخیر وجود دارد می‌توان یافت؟
حقیقت با کنار رفتن لایه لایه‌ی دروغ‌ها رخ درخشان خود را به  من می‌نماید
و شگفتا که تا این لحظه آنچه که در هر مرحله ادراک کردم مهر تائیدی بوده بر حقیقت قبلی و هر لحظه از عمق ناآگاهی و غفلت خود و دیگران متعجب‌تر شده و با خود می‌گویم :

حقیقت غائی تا چه حد دهشت‌بار خواهد بود؟

احمد تفضلی - منوچهر اقبال - ابراهیم پورداوود  و داستان صهیون‌یسم و قائله‌ی باستان‌گرائی و زرتشت‌یسم





نمی‌توان اظهارات دکتر اقبال را در کنار این مهم که حمیدرضا پهلوی و دکتر اقبال چگونه در معرض آماج حملات تبلیغات مسموم بودند قرار داد و نقش ابراهیم پورداوود در تبلیغات سوء علیه ایشان  و ارتباط وی با صهیونیسم را دانست و در این باب تامل نکرد



هویت نویسنده‌ی متن زیر برای من آشکار نیست ولی نباید کاملا تهی از حقیقت باشد

ابائی ندارم که اعتراف کنم من تا حدودی زیادی به آن باور دارم

در واقع تمام حوادث از دوهزار و پانصد سال پیش تا امروز در ذهن من دارای برنامه و هدف از پیش برنامه‌ریزی شده می‌شود و خواننده‌ی هوشیار من می‌داند که منظور من همت قوم ابراهیم در سروری خدای ناپیدای اوست برای آماده کردن زمین جهت آمدن منجی آخرالزمان!

از خوانندگان عزیزم استدعا دارم هر نکته‌ای که اطلاعاتی در مورد ناصحیح بودن آن در این نوشتار می‌یابند مرا مطلع کنند

۱۳۸۹/۰۹/۱۷

تقویم شاهنشاهی و شاه

# تاریخ ایران
# محمدرضا پهلوی
# دکتر منوچهر اقبال
# حمید رضا پهلوی

نامه‌هائی از منوچهر اقبال و حمید رضا پهلوی در مورد تقویم شاهنشاهی و تاریخ ایران

آیا براستی بجز یهودیان و "گذشته‌گرایان مدعی ایران پرستی" زرتشتیان هم در دامن زدن به تحجر هزار و صد سال عقب‌تر از تمدن اسلام نقش داشته‌اند؟
 نامه‌هائی در یک وبلاگ به بهانه‌ی مبارزه با آئین زرتشتی از منوچهر اقبال و حمید رضا پهلوی نقل شده که در ادامه آورده شده
کشف صحت و سقم ادعاها و انتصابات مربوط به شخصیت های تاریخی معاصر که در این نامه‌ها (منبع) مطرح شده است ممکن است درک ما را از تاریخ معاصر تغییر دهد.

به عنوان مثال اگر هدف نویسنده تطهیر خاندان پهلوی یا توطئه ای دیگر نباشد و بتوان از صحت متن نامه های منتسب به محمد رضا شاه اطمینان حاصل کرد، باید به گونه ای دیگر به زنجیره اتفاقات 30 - 40 سال اخیر نگاه کرد.
خوب است خواننده به زمان نامه توجه داشته باشد و بداند که احتمال غلط بودن عمدی یا سهوی انتساب جریانات به زرتشتیان توسط  دکتر اقبال و اساسا جعلی بودن نامه‌ها وجود دارد ولی قطعا کل این موضوعات از اساس باطل نیست و می‌تواند ایده‌ای به ما بدهد

من شخصا تصور می‌کنم حقایق مکشوفه توسط ایشان در به وجود آمدن انقلاب 57 چه از بابت تزلزل شاه و افسران و چه از بابت کارشکنی صهیونیسم موثر بوده 

حمید رضا پهلوی منوچهر اقبال ، شاه و تاریخ شاهنشاهی




متـن نامـۀ اولین دکتر منوچهر اقبال


به شـاه ، در هشـدار دادن از پیـامـدهای


رسمیت بخشیدن به تقویم شاهنشاهی


(باحـذف بـرخی آداب و الـقـاب و مدایح):


محضر اعلیحضرت همایونی - دام عزه ؛ پس از سلام وعرض احترام، چاکر همیشگی شما

محرمانه معروض میدارد که تصویب احتمالی تاریخ وتقویم کهنه و پوسیدۀ ایران باستان، بر

مبنای سال جلوس کوروش هخامنشی - که از شخصیتهای منفی تاریخ ایران است وفضایح و

فجایع فراوانی را سبب گشته؛ و در صورتیکه تمایل ملوکانه باشد حاضرم تا مدارک خود را

دراثبات این مطلب مشروحاً تقدیم حضورکنم سبب تضعیف موقعیت حکومت<......>و


۱۳۸۹/۰۹/۱۵

پیل‌های اشکانی و فیل‌های ساسانی


# مجعولات تاریخی
# تاریخ ایران
# شنودک
# طنز


باتری اشکانی یا توجیه حیله‌گرانه‌ای برای ظروف آبکاری شده‌ی متقلب‌ها







شنودک - پیل‌های اشکانی و فیل‌های ساسانی


  • الو  سلام...
  • مرسی...
  • خیلی....
  • ...می‌رفتیم استخر با ....
  • یادش بخیر خوب دیگه چطوری؟
  • شکر خدا بد نیستم می‌گذرونیم به پای رفقای اونجا که نمی‌رسه ولی بد نیست
  • مشغول به چه کاری هستی؟
  • دارم کتاب می‌نویسم.
  • کتاب می‌نویسی؟!!!
  • آره مگه چیه؟
  • هیچی هیچی! در مورد چی؟
  • اتفاقا به کمک شما هم احتیاج دارم
  • در خدمتم
  • در مورد پیل‌های اشکانی
  • عرض کردم که پیل‌ها مربوط به دوران ساسانی است
  • خوب گروه اکتشاف نمونه‌ی اشکانی آنها را نیز پیدا کردند
  • نه؟! کدام گروه همان گروه‌ی که ظرف‌های آبکاری رو می‌خواستند جای اصل جا بزنند؟
  • نه دیگه معلوم شد با کمک همون پیل‌ها در زمان اشکانی ظروف را آبکاری می‌کردند
  • چی داری می‌گی معلوم هست؟
  • وقتی اون پیل‌ها در منطقه پیدا شده قطعا کار آبکاری هم ممکن است
  • چی داری می‌ گی منظورت از این حرف چیه فیل چه ربطی به آبکاری داره؟
  • فیل؟ می‌گم پیل
  • پیل؟ خوب پیل همون فیل هست دیگه و در دوران ساسانی در نبرد علیه مسلمانان سپاه ایران از فیل‌های جنگی استفاده می‌کردند
  • ببینم چی می‌گی ما وقتی به اون گروه معترض شدیم که چرا این اجناس را آبکاری شده گفتند ما نمی‌دونیم و بعد یک پیل پیدا کردند و آوردند من هم توی جلسه‌ی کمسیون زنگ زدم به تو و پرسیدم تو هم گفتی درسته
  • فیل پیدا کردند؟ یعنی چی؟ تو گفتی پیل اشکانی موضوع‌ش چیه من هم گفتم پیل‌ها مربوط به ساسانی هست و تو گفتی حالا فرقی نمی‌کنه درسته؟ گفتم بعله در دوران ساسانی مطرح بوده و تو گفتی باشه در دوران اشکانی هم پیدا شده و بدون توضیح قطع کردی
  • خوب من منظورم باتری هست‌ها
  • باتری؟ باتری چیه دیگه؟
  • مگه تو نمی‌دونی پیل می‌شه باتری
  • چی؟ پیل یعنی فیل این رو همه ....
  • ...ما که اشیاء...
  • ...باتری....

  • ....




×××××××××××××××××××××××××××

یک فیلم جالب از تکنولوژی عصر غار نشینی!!!

۱۳۸۹/۰۹/۰۹

ادبیات چارلی


# فرهنگ و هنر ایران
# جعلیات در مکتوبات ایران
# کتاب و نشریات






باز نویسی شد دوباره بخوانید
نامه‌ی زیر را از چارلی چاپلین خطاب به دخترش بخوانید!








جرالدین دخترم ، اکنون تو کجا هستی ؟ در پاریس روی صحنه تئاتر ؟ این را میدانم . فقط باید به تو بگویم که در نقش ستاره باش و بدرخش . اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر گل هایی که برایت فرستاده اند به تو فرصت داد ، بنشین و نامه ام را بخوان . من پدر تو هستم . امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمانها ببرد . به آسمان برو اما گاهی هم به روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن . زندگی آنان که با شکم گرسنه و در حالی که پاهایشان از بینوایی میلرزد ، هنرنمایی میکنند . من خود یکی از آنها بوده ام . جرالدین دخترم ، تو مرا درست نمی شناسی . در آن شبهای بس دور ، با تو قصه ها گفتم . آن داستان هم شنیدنی است . داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه میگیرد ، داستان من است . من طعم گرسنگی را چشیده ام ، من درد نابسامانی را کشیده ام و از اینها بالاتر ، من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج میزند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمیکند ، چشیده ام. با این همه زنده ام و از زندگان هستم . جرالدین دخترم ، دنیایی که تو در آن زندگی میکنی ، دنیای هنرپیشگی و موسیقی است . نیمه شب آن هنگام که از تالار پرشکوه تئاتر شانزلیزه بیرون می آیی ، آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن . حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل میرساند ، بپرس . حال زنش را بپرس . به نماینده ام در پاریس دستور داده ام فقط وجه این نوع خرج های تو را بدون چون و چرا بپردازد اما برای خرج های دیگرت باید صورتحساب آن را بفرستی .











۱۳۸۹/۰۹/۰۷

خودباوری یا خودشناسی؟

# ایرانیان
# انتقاد پذیری
# ظرفیت تحمل عقاید مخالف
# صهیونیسم
# تاریخ ایران
# خودباوری
# خودشناسی
فقط به شک شک نکن

کاش بتوان با نگرشی
 کلان به باورهایمان نگاهی منتقدانه کنیم




باور به خود، با شناختن خود است که از شکل توهمی مخرب به صورت آگاهی سازنده و واقع بینانه تبدیل می‌گردد. 
تاریخ پر است از مردانی است که به تصور باطل توانائی‌ها و ظرفیت‌های ناموجود ، اراده‌ی محکم خود را به مرگ روانی و حتی جسمی خویش و پیروان خود تبدیل کرده است.
مردم ژاپن و آلمان با قبول شکست و درک مقتضیات جدید خود توانستند چنان ملت سرفرازی باشند و ما اگر به تخیلات و موهوماتی که کاملا حساب شده در ذهن ما خورانده‌اند مبتلا باشیم هرگز ره به جائی نخواهیم برد.

۱۳۸۹/۰۹/۰۵

موعد آخرین راز بزرگ (I)

# تاریخ ایران
# آخرالزمان
# رستاخیز
# مجعولات تاریخی ایران
# پورپیرا
# تخت جمشید
# حمله به ایران





حکایت ما چون نوجوانی است که بعد از یک عمر تفاخر به پدر و مادرش ناگهان متوجه می شود کودکی یتیم بیش نبوده و پدر و مادرش وی را از روی ترحم به فرزند خوانده‌گی گرفته‌‌اند و متحیر است که چگونه از شرمندگی دوستان شرورش بدر آید که اینهمه به انها پز خانواده و اجدادش را می‌داده و لعنت می‌فرستد به مرد ژنده پوشی که کوس رسوائی‌اش را زده و فریاد می‌زند:
"ای نوجوان غافل آنچه تو به آن می‌نازی فریبی بیش نبوده است.




تو فرزند این پدر و مادر تاجر نیستی تو نجیب زاده‌ای اصیل هستی که والدین دروغی تو والدینش را کشته و برای ربودن ثروت عظیم ایشان و چپاول میراث تو است که این افتخارات کاذب را منتسب به تو کرده و در سر تو این نخوت بیجا را انداخته‌اند برای اینکه چشمان‌ت را به روی حقایق کور کنند."




آیا پوریم دیگری در راه است تا راز پوریم قبلی مسطور بماند؟

آیا ما قربانیان روزگار برملا شدن راز بزرگ هستیم
شاید اگر دیر بفهمیم کلید اسرار پیرامون ما در چه چیزی  است زمانی برسد که دیگر در میان چکاچک شمشیرها و فریاد عربده‌ی بدخواهان صدایمان به گوش کسی نرسد 
گرچه همین الان هم بعید است که برسد

دوستان این بانگ هشیاری برای آینده‌ئی نزدیک است نه مویه‌‌ای بر گذشته


بعید است که شما فردی به نام پورپیرا را نشناسید و یا چیزی از ابهامات بوجود آمده در تاریخ ایران ندانید اما اگر هیچ نمی‌دانید یا مزخرفاتی در اینباره شنیده و اهمیتی نمی‌دهید از شما جدا تقاضا دارم همه‌ی شنیده‌ها و پیش‌فرض‌ها را به کناری نهاده و فقط و فقط بدون آنکه خود را به این مسئله که من یا پورپیا به دنبال اثبات چه چیزی است این فیلم گلچین شده از ساعت‌ها کار ایشان را در بیست دقیقه و دو قسمت ببینید و بررسی نمائید آیا ادعای ابتدای فیلم را معقول می‌یابید یا خیر؟

اجازه ندهید ملاحضاتی شما را وادار به تلاشی عبث برای کتمان حقیقت کند که هر چه صورت خود را در برابر حقیقت محکم‌تر نگه‌داریم سیلی سخت‌تری به ما خواهد زد

دو کلیپ از خلاصه‌ی مستند تخت‌گاه هیچ‌کس از استاد پورپیرا

نظرت ایشان خارج از آنچه در این وبلاگ نقل می‌شود الزاما مورد تائید من نیست

۱۳۸۹/۰۸/۲۷

آه من (دو)

# ایران
# تاریخ ایران
# غرب و استکبار
# دشمن و تئوری توطئه

کلیپ آه من با اندکی اصلاحات


توطئه ی غرب در نبرد علیه ما که در شکل رسانه های دیداری و شنیداری به شکل نرم آن  و کمک به تروریست های معاند با ملت به صورت عملی صورت می گیرد حقیقتی انکار ناپذیر است
 نمونه ی عینی آن را در قائله ی بی ثمر و فرصت سوز اخیر می توان دید
از  طرف دیگر عده ای نیز با زیر پا گذاشتن حقوق شهروندان و صدور احکام خشن و رفتارهای مخرب به اسم مبارزه با فساد وغیره  در واقع همدست بدخواهان ما هستند
  دور افتادن از آنچه اهداف انقلاب و امام بوده تحت تاثیر فرهنگ القاء شده ی دشمن که با بزرگ نمائی کاذب تاریخ کشور که برای القاء هویتی پوشالی به ما صورت گرفته چنان فرهنگ و تفکر ما   را پریشان کرده که نابخردانه به تکرار گذشته می پردازیم و مدام از خود بیگانه ایم و چشم به دیگران داریم.
ما هیچ چاره ای جز دل کندن از کمک دیگران و اقتدا به رهبران خود و ایستادن در مقابل دشمنان خود نداریم و این انتظار فرزندان ماست تا گذشته ی ما مجددا آینده ی آنها نگردد

به خود آئیم








به خود رجوع کنیم