در چهارچوب جمجمه

حقیقت نیازمند انتقاد است ، نه ستایش - نیچه
‏نمایش پست‌ها با برچسب مسعود بهنود. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مسعود بهنود. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۰۵/۱۶

دعوا بر سر هاشمی



مطلب زیر کامنتهای من و چند خواننده ی دیگر است که تصادفا متوجه شدم نظر هیئت تحریریه ی خودنویس را جلب کرده
از پائین به بالا بخوانید











شنبه, دسامبر ۲۵, ۲۰۱۰



فرشته علی نژاد
۰۳ دی ۱۳۸۹ - ۱۶:۱۵
انقلاب فرهنگی کودتای رفسنجانی علیه بنی صدر بود. بنی صدر تنها کسی بود که در مقابل انقلاب فرهنگی ایستاد.رفسنجانیست ها سخنرانی او در تبریز را بهانه کردند و با چماق به دانشگاه ها حمله کردند. در شیراز،رهبری این جریان دست محسن کدیور و مهاجرانی و ابراهیم نبوی بود. همه جلسات انقلاب فرهنگی شیراز در خانه محسن کدیور تشکیل می شد. این چماقداران دانشگاه را تعطیل کردند و صدها استاد و دانشجو را از دانشگاه شیراز اخراج کردند.بنی صدر هر روز علیه انقلاب فرهنگی حرف زد و اینها را افشا کرد. رفسنجانی با چماقدارانش او را برکنار کردند. رفسنجانیست ها همچنان در خدمت او هستند. نبوی در جرس به دروغ نوشته است که دولت فرانسه یک کاخ در اختیار بنی صدر گذاشته است. این دروغ ها فقط از رفسنجانیست ها بر می آید. بنی صدر در دادگاه میکونوس جنایات و ترورهای هاشمی را افشا کرد. بنی صدر همیشه از استقلال حرف زده و دفاع کرده است. اما مهاجرانی به بنیاد اسرائیلی واشنگتن اینستیود رفت و به عنوان سخنران اصلی در آن سخنرانی کرد. فیلم این سخنرانی در روی اینترنت و وبسایت آن بنیاد اسرائیلی موجود است.پل پیروزی بنی صدر است که نه هاشمی تروریست.
################

۱۳۸۹/۰۸/۱۹

خر انگوری دو

ولایت فقیه
# جنبش سبز
# سکولاریسم
# انسان سکولار و جمهوری اسلامی
# حکومت دینی در ایران
# نظام مطلوب برای کشورهای اسلامی


متن زیر جهت توجیه و یا به استادان درس دادن نیست

پس دادن درس به استاد است و نقد شدن توسط اساتید

مقدمه ای بر نظام مطلوب برای کشورهای مسلمان

بن بستی میان لیبرالیسم ، مدرنیته و حکومت اسلامی




لطفا حتما قبل از آن  خر انگوری را به همراه کامنت هایش مطالعه کنید





اول : تقدیر از دوستی که با انتقاد خود زمینه ساز عرض مطالب زیر گردید









دوست عزیز من



من هم به نوبه ی خود نسبت به شما نهایت تقدیر و احترام خودم را که چنین مودبانه و با وقار با یک چنین ادعای تحریک کننده ای برخورد می کنید و منطقی خواستار پاسخی شایسته هستید تقدیم می کنم چرا که من خودم در ده سال پیش در این عرایضی که پیش گفتم حداقل ده مضمون پیدا می کردم که برای آنکه بواسطه ی هر کدام به تنهائی کسی را کلا خلع صلاحیت کنم تا اعتنائی را برای شنیدن صحبتش مقرون به صرفه نیابم کفایت می کرد

پس اکنون ضمن درک احساس شما به خودم و درک حال پریشان شما که چون مرا انسان آزاده و منطقی می یابید و می بینید در بعضی جهات سنگ جمهوری اسلامی را بسینه می زنم (از جمهوری اسلامی طرفداری می کنم) درک می کنم و متوجه هستم این صبوری و اعتنای شما تا چه حد نشان از آزادگی شما دارد

و بدانید در کنار خوشحالی از داشتن مخاطبی چون شما ، یک دل سیر غصه خوردم که این حقایق تلخ را به شما عرضه می دارم اما اطمینان می دهم که دانستن حقیقت مقرون به صلاح تر است

البته این را هم اذعان می دارم که مطمئن هستم نکات زیادی است که باید در اندیشه ام اصلاح گردد و این با لطف نقادانی چون شما میسر می باشد امید که قضاوت هایم اشتباه نباشد.


دوم : من و سنخیت با جمهوری اسلامی

۱۳۸۹/۰۸/۱۲

خر انگوری

مدخل مقالاتی در باب ولایت فقیه
# ولایت فقیه لینک‌های دارای توضیح به نام ولایت فقیه دنبال کنید

# در محضر استاد
# مسعود بهنود
# محمود احمدینژاد
# رهبری
# جمهوری اسلامی
# جنبش سبز
# انتخابات ریاست جمهوری 88


داشتن رهبر برای ایران یک ضرورت است 
یا یک انتخاب ازانواع روشها برای کشورداری؟


کلاس های مجازی جناب مسعود بهنود محل بحث و گفتگوی شاگردان ایشان است که در مقاله ای که ایشان منتشر می کنند در بخش کامنت ها بوجود می آید 

برای تلمذ در مکتب استاد بهنود مجموعه مقالات مسعود بهنود

برای اینکه بیشتر به حال و هوای مکتب ایشان پی ببرید پست در محضر استاد را بخوانید


مقاله ای به نام "خر انگوری" نوشته ای جناب بهنود گوشه ای می زند به موضوع حمایت رهبری از احمدینژاد و کنایه ای دارد به اقدامات احمدینژاد  که به زعم استاد بعضا بر خلاف رای و نظر ایشان و به ضرر نظام و مملکت  است.

در بخش پایانی مقاله چنین می خوانیم"

اما اگر همه را بتوان به بهانه حفظ امنیت کشور تحمل کرد یک سئوال باقی می ماند آیا این همه دور زدن قانون، این همه رضاشاهی و شلاقی عمل کردن، خودکامگی نیست. این همه آشفتگی که در کارست آیا نگرانتان نمی کند.

پایان کار حاجی و خرانگوری مشهورست. هی خر انگوری خرابکاری کرد و در جای نباید آروغ زد و دم جنباند و وسط خطبه حاجی دوید و وقت اذان عربده سر داد و هزار کار بد دیگر، هر بار حاجی محسن آن را با روایتی و قصه ای و شعر درست کرد. تا شد آن چه نباید و یک روز در جمعی که برای سلام خاص به دربار شاهانه می رفتند خرانگوری مهار درید و پرید و جست زد و رفت بالای صفه ای که برای ذات مبارک گذاشته بودند و نشست جای شاهانه و شد آن چه نباید بشود.

شب که حاج محسن کله خورده و لاغر همچون مال باختگان بی تاب به خانه رفت صدای والده بچه ها بلند شد که گفت حاجی حالا این تنعم برای چه می خواستی، داشتی زندگیت را می کردی، ما راحت بودیم تو هم احترامی داشتی، هر کس ترا می خواست خرش را می فرستاد دنبالت، چرا هوس خر شخصی به سرت زد.

همه گفتند به خر انگوری اعتباری نیست چرا نشنیدی؟

۱۳۸۹/۰۷/۰۲

در محضر استاد


# در محضر استاد
# مسعود بهنود
# ایران
# مهاجرین ایرانی 
# تحریم ها
# کامنت هایم

کامنتهای یکی از پستهای وبلاگ استاد مسعود بهنود را که در آن کامنت هائی از طرف من و سایر همکلاسی ها گذاشته شده است خواندنی و تامل برانگیزدانسته و در اینجا آورده ام.

گوئی استاد بحثی در انداخته تا بلوغ سیاسی ما را محک زنند امید که رو سفید در آئیم 
 بخشی از یکی از کامنت هایم:






اما قبل از آن اجازه می خواهم بگویم که نظر من اینست که در صورت صلاحدید استاد شرایط را هم مورد عنایت قرار دهند و بعضا دوستان بازیگوش با معلم خصوصی و افراق استاد فکری به حالشان شود آخر چند سال در یک کلاس می توان ماند یک سال دو سال ده سال بیست سال صد سال بابا پدر آمرزیده ها انقلاب مشروطه صد ساله شد کمی هم درس خواندن هم بد نیست ها

 حال هوای کلاس و ناز و کرشمه های شاگردان برای استاد و رقابت شان  حکایتی است!!!




سینه ای گشاده چون دریا






۱۳۸۹/۰۴/۳۱

داستان دیو و فرشته !

# جنبش سبز 
# مسعود بهنود
# تغییر رژیم


ده دقیقه وقتت را به من بده ده دقیقه!


هفت و نیم دقیقه فیلم است مناسب با اینترنت کم سرعت و تو و خرد تو که میخواهم با تمام نفرت و خشمی که در وجودت نهفته است بخاطر خودمان به خاطر ایران یک بار بدون تاثیر از آن بشنوی و تفکر کنی !




مسعود بهنود 
آماده ای با دقت گوش کنی ؟ پس برو



داستان ، داستان دیو و فرشته نیست؟    لینک پست (گوش کن) از همین وبلگ


آیا بر جوانان ما حرام بود که در مکتبش تلمذ میکردند؟


آری روا نیست اگر نخبگان ما برای آبادانی وطن در وطنشان بمانند مبادا که صاحب منصبان رازشان بدست ایشان فاش شود و نادانیشان بر ملا گردد.


در ردیف حتمن بخوانید : فردای آزادی ایران!

۱۳۸۹/۰۴/۲۹

تفکر در نیمه شب!

# تغییر رژیم
# مسعود بهنود
# کامنتهایم 



استاد بزرگوارم جناب بهنود

تشکر از اینکه درسهای گذشته ی تان را برای شاگردان تنبل و بازیگوشی چون من تکرار میکنید.

امید دارم دوستان عزیز که ساعی بودند و این تعالیم را کاملن با گوش جان دریافت کرده اند صبوری کرده و اجازه دهند ما هم به آنها برسیم.



۱۳۸۹/۰۴/۰۷

فردای آزادی ایران!

کامنتهایم
# جنبش سبز
# طنز


در پی انتشار کاریکاتور فوق توسط آقای نیک آهنگ کوثر مدعیان دموکراسی که زیر نام جنبش سبز مدتی است اتحادی رقم زدند از این حرکت ضد انقلابی! به خشم آمده که آقای مسعود بهنود در دفاع از حقوق نیک آهنگ   اشاره ای به فاش شدن چهره ی واقعی مدعیان در این گونه آزمونها  کرده اند.




پاراگراف آخر سخن ایشان:
اگر همین الان در زمانی که نمایندگان جنبش در زندانند یا در تبعید، و دشمنان جنبش سبز احساس ظفر می کنند نتوانیم معیارهای دموکراتیک را در خود تکثیر و تقویت کنیم، گمان نکنم وقت وقتش مجال باشد. وگرنه خوف آن دارم، فردا که آفتاب برآمد همین عیب های کوچک در تبعید به عیوب بزرگ، به دارهای فراوان، به گورهای جمعی بکشد. باید تا درد عمیق نشده چاره اش کنیم. حق نیک آهنگ کوثر و همه کسانی تولید فرهنگی دارند همین است که هر چه به نظرشان می رسد آزادانه بیان کنند. حق ماست که مخالفشان باشیم. دشنام و تهمت مقدمه حذف است و حذف پاسخی جز حذف ندارد. 


برای مطالعه ی(تلمذ در مکتب) مجموعه مقالات مسعود بهنود


در این پست من چهار عدد کامنت گذاشتم:


در این کامنتها با چاشنی طنز و به بهانه ی موضوع جاری میخواهم گوشه ای بزنم مفاهیمی عمیق تر
کامنتهای من در پست مربوطه:



۱۳۸۹/۰۴/۰۲

باز هم "ندا"ی اشتباه سر میدهیم




# کامنتهایم
# ندا آغا سلطان 


برای 
و تنها سه حرف ندا بود از و بسایت مجموعه مقالات مسعود بهنود


شرم باد بر دانشجو نمایانی که
اندکی تردید هم در لجن مال کردن
نام یک انسان مظلوم نکردند

شاید یک درصد این اتهام ناوارد باشد
آیا این تئوری مضحک در دادگاهی بی طرف ثابت شده








به گمان سوراخ دعا باز گم شده!


ندا سیاسی نبود و در یک اعتراض غیر قانونی که به آشوب کشیده شده بود به عنوان یک ناظر غیر فعال قربانی استراتژی شلیک کور نیروهای شبه نظامی دولتی بنا به دستور به جهت کنترل اوضاع شد.


تا اینجا هر چه هیاهو شود جنجال بی خودی است.


آیا باید دولت مانند سال 57 رژیم شاه عمل می کرد تا بعد بگوئیم " خاک بر سرشان از یک انتخابات پرشور به سرنگونی رسیدند و ما را اینچنین گرفتار رئیس جمهوری چون مسعود بهنود که همه ی مخالفینش را به سیاه چال می اندازد کردند !!!! ".




۱۳۸۹/۰۳/۲۵

ندای آزادی را از ندا سر دهیم




# جنبش سبز
# انتخابات 88
# ندا آغا سلطان
# نیروی انتظامی
 به طرفداران متعصب جنبش:
گرچه ماشین های تبلیغاتی غرب چنان شما را که چشماهیتان را خشم و نفرت بسته است فریب داده که احتمالا با چند بند این مطلب موافق نباشید ولی بیاید در نتیجه ی نهائی متفق گردیم
مکر این ماکرین دامن خودشان را خواهد گرفت








اجازه بدهید بگویم که من معتقدم آن چیزی که بازرگان میگوید یاد گرفتن است همین چیزهائی است که در واکنشمان نسبت به خانم صدر و یا ماجرای ندا اندک اندک باید یاد بگیریم.

جهت درک عرایضم مجبورم اندکی اعلام موضع بکنم.

1- جمهوری اسلامی با اندکی اصلاحات بر خلاف خواست قلبی من معقول ترین حکومت برای اکثریت مردم شیعه ی پشت سر پیشنماز محل نماز خوان ایران میباشد.(قصد تمسخر خدای نکرده نیست پیامش در احترام به روحانیت است).

2- انتخابات اخیر با کمال تاسف من با رای درست 24 ملیونی احمدی نژاد نتیجه داد.

3- جنبش سبز متاسفانه بر پایه ی دروغ تقلب بنا شد و ظلم بزرگی در حق دولت بود.

4 - ار انجا که اعتراض از مجرای قانونی بلانتیجه و منجر به تائید نتیجه قبلی شد و نهایتن رهبری هم نتیجه را تائید کردند اعتراض به آن عمل ضد ملی و آشوب طلبانه بود.

5- ندا آغا سلطان به هیچ عنوان فرد سیاسی نبود و فقط جهت تماشا با استاد موسقیش رفته بودند ببینند شانسی هست که به خیال خودشان جمهوری اسلامی سرنگون شود یا نه.


6- ضارب ندا بنا بر دستور که جهت کنترل تظاهرات اقدام به شلیک کور و ترساندن مردم جزو دستور کارشان بود بی هدف گلوله ای را شلیک کرد.
(من هم اگر مسئول بودم تر جیح میدادم با یک اسلحه کمری آشوب را بخوابانم تا با مسلسل).




۱۳۸۹/۰۳/۰۵

دوم خرداد

کامنتهایم


برای در رگ تاک  از وبلاگ مجموعه مقالات آقای مسعود بهنود


استاد!
مگر کسی جز خودمان با جهالت به این روزش انداختیم
فرزندمان را می گویم
همان که نامش را دوم خرداد گذاشتیم
به گمان آنکه آنروز بدنیا آمده
او آنروز اولین تاتی تاتی اش را کرد
حالا هم نمرده دیدیم که تکان میخورد
غذا میخواهد غذا! ضعف کرده
بخوانیم بشنویم تعمق کنیم کمتر حرف بزنیم
جان میگیرد رو می آید درست میشود

۱۳۸۹/۰۲/۰۲

گوش کن !



 شدت صداش رو ادیت کردم  برای سرعت کم هم مناسب ترش کردم 


لطفن گوش کن 





داستان، داستان دیو و فرشته نیست!
جناب بهنود در مورد آسیب شناسی جنبشهای ایران چه میگویند؟


ایدآلها در رویاها هستند دنیا دنیای نسبتهاست نه مطلقها !


گوش جان باید سپرد و تعمق کرد.


دوباره گوش کنید!


در همین رابطه : تقلب در انتخابات 88