در چهارچوب جمجمه

حقیقت نیازمند انتقاد است ، نه ستایش - نیچه
‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۰۶/۱۱

جمهوری های اسلامی در راه هستند

# بهار عرب
# خاورمیانه
# جمهوری اسلامی
ARAB FALL

بهار عرب چیزی نیست جز اسلامی کردن کشورهای سکولار منطقه


چندین دلیل دست به دست هم داده و حمله به ایران را به  یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای لردها بدل کرده است

حال چه باید کرد؟

 یک راه تسلیم شدن بدون جنگ است

و راه دیگر ساخت بمب اتمی و دفاع تا آخرین قطره ی خون

 کدام را بهتر باید دانست؟

امید آنکه مسئولین کشور با اتخاذ سیاست های صحیح این احتمال را با زیاد کردن هزینه ی آن برای لردها کمتر کنند

افزایش توان دفاعی کشور
زمین گیر کردن ناتو در لیبی و در آینده در سوریه مانند آنچه در افغانستان  عراق انجام شد
در نطفه خفه کردن هر نوع شرارت با هوشیاری
دادن آزادی بیان و تساهل بیشتر به مخالفین دلسوز
و افزایش رضایت عمومی

اقداماتی است که این خطر بسیار محتمل ممکن است کاهش دهد اما فقط ممکن است




اما صرف نظر از ایران که دلایل پیچیده ای برای حمله به آن متصور است اسلامی کردن حکومتهای سکولار منطقه یکی از اهداف اصلی لردهاست

۱۳۹۰/۰۳/۱۲

نقدی بر قران یک

# الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
# قران و میزان سندیت آن
# نقد محتوائی قران

محدود بودن دسترسی کاربران ایرانی به واسطه ی فیلترینگ امکان ایجاد فضائی خصوصی را فراهم میکند تا با بررسی نظر منتقدان به قران میزان سندیت آنرا بررسی کنیم
در واقع اراده ی حکومت بر تدوین و تعریف یک الگوی متفاوت برای پیشرفت که به زعم من نهایت شاهکار جمهوری اسلامی برای نشان دادن سطحی نگری و نگاه غیر مسئولانه و سطحی به سرنوشت مردم می باشد یک رسالت بزرگ را بردوش روشنفکران سکولار می گذارد که اگر انتقاداتی بر منابع وحی و حدیث دارند حال که موضوع از امری شخصی در آمده و تبدیل به یک موضوع مدیریتی در سطح ملی شده به طوری که سرنوشت ما و فرزندانمان را می خواهد متاثر کند بی رودروایسی و جدی چالشهای خود را مطرح کرده و پاسخ بخواهند
روا نیست که تا ابهامات ما در اصالت این منابع رفع نشده کسانی بخواهند تفسیر شخصی خود را بر آنچه بر اصل آن سئوال داریم را به عنوان تعریف و شاخص عدالت آنهم متفاوت با 99 درصد مردم دنیا به ما تحمیل کنند و بگویند این روش منحصر به فرد و اختصاصی ما عین عدالت است ویژه ی این اعتقاد که منبع روحانی دارد و این فرهنگ که منبع ملی دارد

متن زیر خلاصه ای است از 

اشکالات عمده ای که بر قران نه تنها به عنوان کلام خدا بلکه حتی در مقیاسهای بشری وارد است بدین شرح است

گفتار متناقض 


مجموعه آیات نه تنها با هم هماهنگ نیستند، بلکه در بعضی موارد یکدیگر را نقض می کنند



ناسخ و منسوخ
این معضل، حتی در زمان پیامبری محمد هم وجود داشت . به طوری که قرآن در جواب طعنه زنان می گوید : هر آیه ای را نسخ كنيم يا آن را به [دست] فراموشى بسپاريم بهتر از آن يا مانندش را مى‏آوريم مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست[آیه ۱] ... چون آیه ای را به جاى آیه ديگر بياوريم و خدا به آنچه به تدريج نازل مى‏كند داناتر است مى‏گويند جز اين نيست كه تو دروغ‏بافى [نه] بلكه بيشتر آنان نمى‏دانند . بگو آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده تا كسانى را كه ايمان آورده‏اند استوار گرداند و براى مسلمانان هدايت و بشارتى است[آیه ۲]

ابن وراق در اینباره می گوید : می بینیم که تئوری نسخ آیه، چگونه دانشمندان و نویسندگان را از گرفتاری های وابسته به تضاد ها و نا همگونی های متون قرآن نجات می دهد . با این وجود متن و روان آیه های مکی و مدنی و تفاوت آشکارشان با یکدیگر نمی تواند مدافعان اسلام را به گونه کامل به ساحل نجات برساند . زیر آیه های مکی که در آغاز ادعای پیامبری محمد نازل شده، همه حکایت از بردباری و شکیبایی و تحمل اندیشه ها و کردار دیگران را دارد و آیه های مدنی که در زمان فرمانروایی محمد نازل شده، همه از کشتن و نابود کردن و گردن زدن و قطع عضو می زنند . بدین ترتیب، آیه هایی که کشتن و نابود کردن(برای مثال، آیه 5 سوره توبه [آیه ۳]) را فرمان می دهند، آیه های با مضمون بردباری و صبر و تحمل اندیشه ها و کردار دیگران را پند می دهد را نسخ می کند [۳]

۱۳۸۹/۱۲/۲۷

رویکرد ما برای آینده


# ولایت فقیه
# سکولاریسم
# دین اخلاق و جامعه


اگر از حوادث اخیر جان سالم بدر بردیم این باید رویکرد ما باشد






در یک کلمه سکولاریسم  یعنی عقل گرائی یعنی همه چیز را فقط و فقط در چهار چوب خرد تحلیل کردن ، باور داشتن و عمل کردن .
 
سکولاریسم یعنی : خردگرائی
 
 
به تعریف دیگر سکولاریسم می شود: اصالت دنیا
 
یعنی مبنای محاسبات و تصمیمات مقتضیات دنیوی و نه ماوراء آن
 
پس سکولار کردن میشود تقدس زدائی / از اندیشه ها و رفتارها
 
---------------------
 
اخلاق و انسان سکولار
 
 
 
من شخصا مذهب که سهل است حتی تلاشم این بوده که با مطالعه و تفکر ریشه ی تمام تابوها غرایز و تمایلات خود را بکاوم و در حال حاضر هر چه فکر می کنم از تابوهای متعارف جز نزدیکی با مادر حریم دیگری در ذهنم نمی یابم (خواهر هم ندارم تا بتوانم با رجوع به احساسم در این مورد هم نظر بدهم)ه
 
پس انسان سکولار تلاش می کند باورها و محرماتی را که در ضمیر خود به شکل تابوها و فطرت و غرائز خویش حتی الامکان دوباره بررسی کند و به آنها نگاهی خردگرایانه بکند و اگر بتواند آنها که زائد و مزاحم تعالی او است از ضمیر خود بزداید
 
توجه داشته باشید که تابو و تعصب ها بدون تحلیل و تفکر در ذهن ما شکل گرفته است وگرنه همه ی ما حدودی برای اعمال خود بر اساس منطق و استدلال عقلانی قائل هستیم
 
آنچه باعث درستکاری انسان سکولار می شود آگاهی اوست
انسان آگاه هیچ راهی جز درستکاری ندارد و انسان ناآگاه همواره دچار اشتباه و گمراهی است
 
من مطمئن نیستم که حتی دین بتواند انسانهای  نا آگاه را از انجام خطاها و اشتباهات مصون دارد اما دین چنیبن ادعائی دارد
 
 
پس ماهیت دین از دید یک انسان سکولار چیست؟
 
دین برای انسان سکولار آئینی زمینی و غیر قدسی است و اگر احترامی برای آن قائل است به حرمت هزاران پیرو آن است و بس
 
دین از کجا آمده؟ 
 
از زمانی که بشر به خود آگاهی رسید و یکی از نزدیکانش را مرده یافت و با کمال تعجب فهمید چگونه آن یار و مونس و همراه نازنینش ناگهان به موجودی بی حرکت بی احساس سرد و نا زیبا تبدیل شد و نه تنها دیگر عزیزش را در او نمی یابد بلکه به مرور با تعفنش تحمل او را برای خود غیر ممکن یافت این سئوال بزرگ در ذهنش شکل گرفت که "عزیزم کجا رفت؟"
 
 

۱۳۸۹/۱۱/۰۴

ريچارد فراي

# تاریخ ایران
# مستشرقین
# ایران و ایرانی

راز بزرگ باورهای ما


تاریخ بردگی انسان

دوستان عده‌ای می‌خواهند با مسدود کردن اینترنت نگذارند کوس رسوائیشان زده شود
و
حقیقتی را در ایران دفن کنند

ولی تا دیر نشده باید با رسوا کردن ایشان ایران را نجات دهیم
سر نخ رسوائی امپراتوری ایشان در این سرزمین است
و سالهاست که می‌خواهند این مدارک را از بین ببرند


تلاش‌های ایشان برای تحریف حقایق کاملا  نشان از اهمیت این موضوع در سرنوشت بشر دارد

 حقایق تلخی که جدیدا مکشوف شده را هر چه زودتر بفهمیم بهتر است

رسوائی تاریخ ایران یک موضوع بین‌المللی است نه یک موضوع محلی

خواست ایشان بر اینست که این راز به هر قیمتی باید در ایران دفن شود و اگر لازم شود بخاطر آن هر کاری می‌کنند

همانطور که به بهانه‌ای احمقانه به عراق حمله کردند و تورات‌ها و آثار باستانی موجود در این کشور را از عراق خارج کردند این کار را با ایران هم خواهند کرد



درست است که اندیشه‌ی ابراهیم در زمان خود اندیشه‌ای مترقی و موجب بوجود آمدن اخلاقیات انسان امروز بوده است عقایدی مبنی بر انصاف و نیکوکاری و پرهیز از دزدی و قتل که در زمان خود و در مقابل اقوام وحشی اندیشه‌ای مترقی بود اما به مرور این عقاید وسیله‌ای شد برای تفوق و سیادت عده‌ای بر مردم

و این افراد اندیشه‌ی یهودیان را وسیله‌ی رسیدن به اهداف خود نمودند یهودیانی که بر اثر یک ویژگی خاص سالها تاریخ و اعتقادات بشری را با خود داشتند.

این ویژگی مهم که باعث شد کسانی که به جهانبینی دیگری اعتقاد داشتند نتوانند در مواقع برتری بر این قوم آنها را نابود کنند این ویژگی خاص یهودیان بوده که صفت یهودی بودن از مادر به ارث برسد نه از پدر

این ویژگی استثنائی ریشه در اختلاف بین سارا و هاجر دو زن ابراهیم دارد سارا که از قوم ممتاز تری بود به هاجر که کنیزی مصری بود و فرزندش اسمائیل  حسادت می‌کرد تا جائی که ابرهیم را مجبور کرد اسمائیل و هاجر را به صحرای عربستان برده و آنها را ترک کند.

 معبدی که ابراهیم برای خدا درست کرد شد قبله‌ی فرزندان اسمائیل و فرزندان اسحاق (فرزند دیگر ابراهیم از سارا) همواره تلاش داشتند که خود را از فرزندان کسی که مطرود بود یعنی اسمائیل جدا ببینند و خود را  انسان‌های برتری می‌دیدند همان طور که مادرشان همواره در گوش ایشان می‌خواند که شما چون از من هستید برترید و فرزندان هاجر موجودات پستی هستند

پس رسم بر این شد که ملاک برتر بودن منتسب بودن به رحم برتر باشد و نطفه‌ی پدر نسب فرزند را تعیین نکند

همین رسم ایجاد شده بر اثر یک اختلاف ساده موجب شد که این قوم بتوانند خود را از تمام گردنه های تاریخ سالم عبور دهند



۱۳۸۹/۰۸/۲۶

برادران ناتنی و یک جهان در پی ایشان

# عید قربان
# یهودیت و اسلام
# در راستای جنبش مغز
# باورها و ادیان
# از دیگران

چون معجزه ای بود برای من یافتن این متن در کشف حلقه های مفقوده ی معناهای زندگی مردمان امروز

امید که خود بنا به بضاعت خویش بهره بگیرید از این نوشتار


سارا چشم دیدن  فرزند هاجر را نداشت و از ابراهیم خواست
هاجر و فرزندش را به صحرائی برده و رها کند
اختلاف در این است که 
فرزند هاجر "اسمائیل" سوژه ی
 آزمون  ذبح فرزند در پیشگاه خدا برای امتحان پیامبرش 
 قرار گرفته یا "اسحاق" فرزند سارا ؟


اسماعیل یا اسحاق؟ ذبیح الله   منبع
اين مطلب نوشته شده توسط جواد فرجی در جمعه, بهمن ۱۶, ۱۳۸۸, ۹:۵۴. جواد فرجی نوشته شده 157 مطلب در سایت جام جم
در تورات به هنگام صحبت پیرامون آزمودن ابراهیم (ع) با قربانی کردن فرزندش چنین آمده :
و واقع شد بعد از این وقایع که خدا ابراهیم را امتحان کرده بدو گفت ای ابراهیم ، عرض کرد لبیک . گفت: اکنون پسر خود را که یگانه توست و او را دوست می‏داری یعنی اسحق را بردار و به زمین موریا برو و او را در آنجا بر یکی از کوههایی که به تو نشان میدهم برای قربانی سوختنی بگذران .




۱۳۸۹/۰۸/۲۵

نزد ایرانیان است و بس


# تاریخ ایران
# مردم ایران
# مهاجرین ایرانی
# از دیگران

در این متن قطعا از صنعت اغراق برای رساندن منظور استفاده و حتی سوء استفاده گردیده و می دانیم اساسا داستان ایرانیان و اعراب و مغول ها بشدت  زیر سئوال است
این نوشتار از طریق ایمیل یکی از دوستان که عضو شبکه های ارسال ایمیل های جهت مند می باشد ارسال شده و قطعا دارای اهداف پنهانی از طرف متولیان این شبکه ها می باشد و از طرفی در اینترنت هم زیاد تکرار شده اما تکرار آنرا با هدف کلی این وبلاگ که همانا تلنگری به جمجمه ها است همخوان یافتم
هدف من از به چالش کشیدن تمام جنبه های اعتقادی خودمان تهی کردن خویش یا از دست دادن عزت ملی و میهنی خودمان نیست
ولی ما نباید بر دروغ ها و افسانه ها اقتدار آینده ی خود را بنا کنیم حتی اگر بدانیم بدون دروغ ها هیچ چیز برای تفاخر نخواهد ماند


من نمیدانم این متن را چه کسی‌ نوشته ولی‌ منصف اگر باشیم باید بپذیریم که اگر تاریخ مکتوب در ورق پاره های متون مرجع ، تحقیقی و رمان های تاریخی را ملاک قرار دهیم نمی توان حتی یک جمله ی وی را یاوه خواند!!!





من یک ایرانی‌ هستم. در ایران تحصیل کردم و فعلاً در آمریکا و در ایالت فلوریدا زندگی‌ می‌کنم.

به نظرمن، عربها و ایرانیها یک مشت احمق بیشتر نیستند. همشون را باید به دریا ریخت.
خيلي دلم ميخواست چند جمله اي در جهـت تمجيـد از ايــران و ايــرانی بنويســـم ولـی دروغ چرا؟

کجــای اين مــلت افتخــار دارد؟




۱۳۸۹/۰۸/۱۹

خر انگوری دو

ولایت فقیه
# جنبش سبز
# سکولاریسم
# انسان سکولار و جمهوری اسلامی
# حکومت دینی در ایران
# نظام مطلوب برای کشورهای اسلامی


متن زیر جهت توجیه و یا به استادان درس دادن نیست

پس دادن درس به استاد است و نقد شدن توسط اساتید

مقدمه ای بر نظام مطلوب برای کشورهای مسلمان

بن بستی میان لیبرالیسم ، مدرنیته و حکومت اسلامی




لطفا حتما قبل از آن  خر انگوری را به همراه کامنت هایش مطالعه کنید





اول : تقدیر از دوستی که با انتقاد خود زمینه ساز عرض مطالب زیر گردید









دوست عزیز من



من هم به نوبه ی خود نسبت به شما نهایت تقدیر و احترام خودم را که چنین مودبانه و با وقار با یک چنین ادعای تحریک کننده ای برخورد می کنید و منطقی خواستار پاسخی شایسته هستید تقدیم می کنم چرا که من خودم در ده سال پیش در این عرایضی که پیش گفتم حداقل ده مضمون پیدا می کردم که برای آنکه بواسطه ی هر کدام به تنهائی کسی را کلا خلع صلاحیت کنم تا اعتنائی را برای شنیدن صحبتش مقرون به صرفه نیابم کفایت می کرد

پس اکنون ضمن درک احساس شما به خودم و درک حال پریشان شما که چون مرا انسان آزاده و منطقی می یابید و می بینید در بعضی جهات سنگ جمهوری اسلامی را بسینه می زنم (از جمهوری اسلامی طرفداری می کنم) درک می کنم و متوجه هستم این صبوری و اعتنای شما تا چه حد نشان از آزادگی شما دارد

و بدانید در کنار خوشحالی از داشتن مخاطبی چون شما ، یک دل سیر غصه خوردم که این حقایق تلخ را به شما عرضه می دارم اما اطمینان می دهم که دانستن حقیقت مقرون به صلاح تر است

البته این را هم اذعان می دارم که مطمئن هستم نکات زیادی است که باید در اندیشه ام اصلاح گردد و این با لطف نقادانی چون شما میسر می باشد امید که قضاوت هایم اشتباه نباشد.


دوم : من و سنخیت با جمهوری اسلامی

۱۳۸۹/۰۶/۲۸

اذن پدر و ازدواج موقت


# ازدواج موقت
# اذن پدر برای ازدواج موقت
# فتاوی علما در مورد حکم لزوم اذن پدر


نتیجه ی گفتگوهای من با والدین دختران جوان مرا به این استنباط رسانده که بهتر است ازدواج موقت دختران بدون اذن پدر باشد.
چرا که علارغم اینکه همه ی والدین بلا استثنا بعد از تعریف من از منظور ازدواج موقت متقاعد می شدند که این مسئله صحیح ولازم است اما بخصوص پدرها می گفتند ترجیح می دهند این مسئله برای ایشان رسما آشکار نباشد!!!
این هم از عجایب ماست!
می دانیم که حق فرزندانمان است ، می دانیم اکنون برای تامین این مسئله  صدها اتفاق و خطر را بجان می خرند.
می دانیم که اگر خویشتنداری کنند آینده و حالشان را متاثر می کند اما می گویند خودشان یک کاریش بکنند ولی نمی خواهیم رسما این عمل انجام شود.

یعنی دخترم با هر کس و ناکس هر کاری بکند حتی اگر حامله هم شد برود در زیرزمین های نمور کورتاژ کند و برود با بدبختی بکارتش را ترمیم کند و مثل دسته ی گل بیاید بشیند سر سفره ی عقد دائم و بعد هم به هزاران دلیل ناشی از عوارض این نابخردی طلاق بگیرد اما نشود که بخواهد با کمال گستاخی دست پسری را بگیرد بگوید "بابا معرفی می کنم دوست پسرم " یا شوهر موقت یا "یار" م (پیشنهاد من تعریف کلمه ی "یار" برای همسر موقت است) و قرار باشد رسما رابطه با او داشته باشد!

به هر حال موضوع را خیلی جدی می گیرد .
مسئله این است که اگر دو جوان با هم روابطی دارند و آنرا شرعی و قانونی کنند همین!

حال قانون خدا را معلق می کنیم تا بی هیچ سیاه نمائی دختران جذب مردان متعهل پولدار شوند و پسرها هم سراغ زنان متعهل بی منت و بی ناز و ادا  پس خودمان هم پای عقوبت دین و دنیایش هم هستیم لابد!

اذن پدر از نظر علما

  • آيت‌الله مکارم شيرازي: «احتياط واجب آن است که با اجازه پدر دختر باشد.»

  • آيت‌الله فاضل لنکراني: «دختري که بحدّ بلوغ رسيده و رشيده‌است يعني مصلحت خود را تشخيص مي‌دهد اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، بنابر احتياط بايد از پدر يا جدّ پدري خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر او لازم نيست حتي اگر پدر يا جد پدري نداشته باشد.» 

  • آيت‌الله سيستاني: «دخـتـري کـه بـه حـد بـلوغ رسيده و رشيده‌است يعني مصلحت خود را تشخيص مي‌دهد , اگر بـخواهد شوهر کند , چنانچه باکره باشد بايد از پدر يا جد پدري خود اجازه بگيرد.»

  • آيت‌الله سيد صادق شيرازي: «بنابر احتياط واجب اذن ولي در ازدواج موقت نيز شرط است.»

  • آيت‌الله ميرزا جواد تبريزي: «ازدواج دختر باکره بنا بر احتياط واجب بايد به اذن پدر يا جد پدري باشد چه ازدواج به عقد دائم باشد يا به عقد موقت و چه در عقد موقت شرط شود که نزديکي انجام نگيرد يا چنين شرطي نشود، والله العالم.»

  • آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي: «اگر دختر باکره‌است بايد بنابر احتياط واجب از ولي (پدر يا جد پدري) وي اذن گرفته شود.»

  • آيت‌الله روحاني: بسمه تعالي؛ چنانچه رشيده باشد , اذن پدر در ازدواج دائم و متعه شرط نيست و رضايت خودش کافي است.

  • آيت‌الله شاهرودي: «چنانچه دختر بالغه وعاقله ورشيده باشد وصلاح وخير وشر خود را تميز بدهد، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهد، عقد او بدون اذن پدر صحيح است.»

  • آيت‌الله صادقي تهراني: «هيچ گونه ولايتي از هيچ کس بر دختر رشيده باکره نيست (اذن پدر لازم نيست).»

  • آيت‌الله اردبيلي: «اگر دختر باکره‏اي که به حدّ بلوغ رسيده و رشيده‌است - يعني مصلحت خود را تشخيص مي‏دهد - بتواند امورات خود را اداره کند و بيم آن که فريب بخورد در ميان نباشد، چنانچه بخواهد ازدواج کند، احتياجي به اجازه پدر يا جدّ پدري خود ندارد.»


بخوانید : ازدواج معشق

۱۳۸۹/۰۶/۱۹

ضربه از درون!

# جمهوری اسلامی
# سنگسار
# دشمنان اسلام
# استعمار غرب
# نوباوه طالب زاده مصطفائی
# سکینه محمدی آشتیانی
# تاریخ ایران
# منشور کوروش

متاسفم که مقامات کشورم را علارغم آگاهی نسبی از امور همچنان غافل از حقایقی مشهود می بینم.

امروز لوح حقوق بشر کوروش از طریق موزه ی بریتانیا تحویل مقامات ایران شد تا برای تحمیق بیشتر مردم به تماشا گذاشته شود!

تمرکز روی گذشته های دور همواره یکی از اقدامات استعمار گران جهت ایجاد تفرقه بین مسلمین بوده و هست و متاسفم که این غفلت ناموجه کماکان از طرف مقامات کشور دامن زده میشود.

آقای نوباوه که خود یکی از پیشگامان مبارزه با استثمار مدرن است با کمال تعجب در برنامه ی راز که جهت رسوا کردن همین جریان توسط آقای طالب زاده تهیه می شود می گوید که فلان ایران شناس گفته به من (نقل به مضمون) شما ملت بسیار بزرگی هستید چرا که زمانی که شما با قاشق و چنگال!!! غذا می خوردید ما فلان هم نبودیم!
و به طرز مشهودی خودش از نقل این چرندیات چشمانش برق زده مشعوف می شود!

آقای عزیز !
اولا که پدربزرگ شما که تا همین 50سال پیش با دست برنج می خورد ،نمی خورد؟ (اگر خودت نمی خوردی!).
دوما اگر راست می گویند چرا چنین ملت بزرگی را اینگونه تحت فشار گذاشته اید! چون می خواهد مستقل بماند؟
>>>>>

۱۳۸۹/۰۶/۰۹

نمایشگاه قران

# نمایشگاه قران
# قران کلام خدا مستقیم خدا یا از لسان پیامبر خدا
# استفاده از متخصصین سکولار در انجام کارهای مذهبی



متاسفانه نسبت کارها‌ئی که برای تزئین قرآن می‌شود
به کارهائی که برای ترویج مفاهیم آن می‌شود
بسیار کم است



می‌دانید برای مذاکره با ناشری در مورد نوشتن یک کتاب فنی تخصصی به نمایشگاه قران رفتم

لذت احساس همدلی با دولت خود جلوی غرفه‌ی مردم غزه هنوز توی وجودم کاملا جذب نشده بود که با دیدن اینکه نه تنها یک بروشور ساده برای توضیح اینکه غزه کجاست و ماجرایش چیست (ایمان دارم اکثریت مردم درک درستی از ماجرای فلسطین ندارند) به مراجعین نمی‌دهند بلکه برای کمک به غزه مطالبه‌ی پول هم می‌کنند جای خود را به یاس و افسوس داد و این افسوس وقتی بیشتر شد که حتی نمی‌شد براحتی کسی را پیدا کرد که سئوالی را از او  پرسید

سئوالی را مایل بودم از متخصصی در مورد قران بپرسم و احساس می‌کردم جای یک بروشور ارزان چند برگی در مورد قران خالی است.

به جای نوشتن قران روی فقط یک صفحه و یا نوشتن قران روی یک خط حلزونی یا نوشتن اینطور و چاپ کردن آنطور خوب است با نوشتن چند صفحه در مورد ویژگی‌های آیات کمی مردم را با قران آشناتر نمود

البته نه اینکه چندتا "واو" دارد و یا "لام" هایش با "نون" هایش چقدر است!

بگویم که دیدگاه من به قران از منظر کتابی که خداوند انشاء کرده باشد و حضرت محمد هم آنرا نوشته باشد نیست

می‌دانید که اساسا در زمان پیامبر اسلام این زبان با این لغات و این رسم خط اصلا وجود نداشته و زبان عربی که قران با آن نوشته شده بعدها پدید آمده پس نمی‌توان کلمه به کلمه قران را وحی منزل دانست و باید بدانیم  اگر آنچه محمد به نام پیام خدا بیان می‌کرده الهامات خدا  در ذهن وی نبوده باشد که او معنای آنها را بیان می‌کرده و دقیقا عبارات و لغات انتخاب شده توسط خدا بوده باشد و این آیات  در آن زمان به این زبان فعلی بوده باشد  برای مردم آن روزگار قابل فهم نمی‌بوده است که می‌دانیم این موضوع قابل پذیرش نیست چرا که یکی از وسایل جذب ایشان قرائت آیات مسحور کننده از بابت انسجام معنائی و زیبائی شناختی بوده و اگر برای مردم بی معنا بود که او را یک دیوانه‌ای که کلمات نا مفهوم می‌گوید می‌خواندند

پس قران ترجمه‌ی آیات وحی است که معلوم نیست کی‌ و توسط چه کسی انجام شده است

همه اینها را گفتم تا دیدگاه خود را در مورد قران بگویم و تاکید کنم این توجه من به ارائه ‌ی بد قران به دلیل نگاه قدسی نیست بلکه با یک نگاه سکولار معتقدم مردم ما خیلی با قران غریبه اند و فقط آنرا برای بوسیدن و لب طاقچه گذاشتن و از زیر آن رد شدن استفاده می‌کنند و با محتویات آن به شکل نامعقولی ناآشنا هستند.

البته منکر کارهای خوبی که انجام شده نیستم اما نمایشگاهی که از فرط ازدحام باعث شد که من نه تنها سئوالم را نپرسم بلکه غرفه‌ی ناشر مورد نظرم را نیز پیدا نکنم می‌توانست فرصتی عالی برای آشنا کردن مردم با قران باشد و نه محلی برای هنرنمائی ناشرین قرانی و خطاطان و هنرمندانی که قران را وسیله‌ی برای عرضه‌ی خود قرار داده‌اند

و این نیازمند استفاده از نظرات افراد سکولاری است که در کار خود متبحرند و می‌دانند چگونه چیزی را ارائه دهند چه آن چیز مسئله‌ی پیشگیری از ایدز باشد چه شناخت بیشتر کلام خدا



۱۳۸۹/۰۵/۱۵

آيامسلمان مي ميرم يا كافر؟!!!

# تویتهایم
# مسلمان بودن
# حق طلبی و حق گوئی
# تویتر
# تویتهایم

یک ویژه گی قابل توجه "تویتر" محدودیت استفاده برای حروف استفاده شده در هر تویت به 140 کاراکتر میباشد.
این موضوع ایجاز گوئی را ایجاب میکند و نوع فضای آنجا هم به نحوی است که این ایجاز به کمک آن امکان طرح افکار را به راحتی بیشتری ممکن میکند.
هر بار من از تویتر نام میبرم وظیفه ی خود میدانم به اعتیاد آور بودن آن تاکید کنم.

  • چهارده بار ازطریق عبارت "آيامسلمان مي ميرم يا كافر"در گوگل به وبلاگم ریفرنس داده شده!آیا کسی میتواند توضیح دهد جویندگان چرا از گوگل میپرسند؟
  • مگه مسلمان بودن شاخ و دم دارد ؟ شما اگر تسلیم حق باشی مسلمانی دیگر! کافر نیستی که!
  • خوب هر کس که حق بگوید و جز آنچه برحق هست تن به چیزی ندهد میشود مسلمان / ملاک حق هم برای هرکس گواه دلش است خود را که گول نمیتوان زد

۱۳۸۹/۰۵/۰۸

وقتی استخوان نداره!




# تاریخ ایران 
# صهیونیسم
# پورپیرا
# فرهنگ

من مخالفتی با بزرگنمائی در افتخارات ملی جهت ایجاد اعتماد بنفس و عزت ملی در میان شهروندان ندارم اما معتقدم تصورات و داستانهای از اساس نامستند و دروغین قطعن ناثواب و مخرب است و جا دارد از این ابعاد مورد تعمق و تجدید نظر قرار گیرند:
1- چرا دیگران چنین افسانه هائی را برای ما ساخته و پرداخته اند؟
2- آیا غفلت ما از حقایق تاریخی خود موجب قضاوتهای نادرست از حال و تشخیص مصالح کنونی مان نمی شود؟


=====================

شنیدین میگن دروغ که استخوان نداره تا توی گلو گیر کنه ؟

حال شما بگوئید جناب پورپیرا دروغ می گوید یا غربیها و صهیونیستهای روایت کننده ی این متن که در زیر می بینید؟
میدانید که جناب پورپیرا میگوید :
اصلن دوره ای به نام  دوره ساسانی در ایران در قدرت نبوده و اعراب هیچ دولت متمرکزی را در پیش رو نداشتند و همچنین میگوید هیچ نوشتار غیر سنگی تا دویست سال پس از اسلام در دنیا یافت نشده است و ...


(بزودی نظریات آقای پورپیرا را موشکافانه نقد خواهم کرد)



۱۳۸۹/۰۴/۲۴

استفتاء در مورد ترمیم بکارت



# ازدواج موقت 
# بکارت
# روابط قبل از ازدواج
# اجتهاد
# رفرم اسلامی




فتوای بسیار قابل توجه در مشروعیت ترمیم پرده بکارت                                                                                                                          
                                                                                                                                                                                                                              


   آیت الله العظمی روحانی      


حق طبیعی و حیاتی فرزندانمان را که 
همانا داشتن یک زندگی
انسانی و سالم است 
بی دلیل از آنها دریغ نکنیم























۱۳۸۹/۰۲/۰۸

جاذبه ، فیزیک ، زمین شناسی!!!



قصد تسخیف نیست ولی آخر یک آیت الله ؟!








اونوقت نگفتی دلم تکون میخوره بی انصاف ؟!
این نوع جاذبه های خودت رو چرا بیرون از فضای خانواده و محیط زندگی  نشون میدی ؟!
حالا دیدی دامنت آلوده شد؟!
میگی تو چرا زودتر ول کردی؟!
خوب  من وقتی دلم تکون میخوره دستم هم تکون میخوره!
حالا برو خدا رو شکر کن فقط دامنت آلوده شد !
بعدش هم بستنیه جوهر نیست که پاک نشه!
آقای نماز جمعه میگفت بعضیا دامنش آلوده میشه که هیچی به کارای بدبد هم کشیده میشن و تازه کجا شو دیدی پشتش زلزله هم میاد همه میمیرن! و کثرالزلازل میشه؟
اگه خوب فکر کنی با این زلفی که از روسریت دادی بیرون اینکه مسئله با یک بستنی ختم به خیر شد جای شکرش باقیه!.


میگم ها حالا که بخیر گذشت یک بوس کوچولو میدی؟!


(مربوط به بخشی از سخنان آیت الله صدیقی خطیب نماز جمعه تهران در بیست وهفتم فروردین ماه هشتاد ونه)




اینکه دولتمردان ما حرفهائی بس بیربط میزنند و جهانی را برای هیچ و پوچ به واکنش وا میدارد یک سیاست است یا از سر بلاهت؟!
آخر اینقدر بلاهت هم میشود؟!
پستان لرزه ی اخیر را می گویم .

رسانه های بیگانه


۱۳۸۹/۰۱/۲۱

بیانیه های شخصی

کامنتهای من در سایر سایت
 
! MY COMMENTS !

دیگه نمیدونم چی بگم از سایت لاتاری گرین کارت


بیانیه های شخصی

سلام دوست من
امروز ایده ای به ذهنم رسید و اون اینه که بچه هائی که مهاجرت کردن وبلاگ شون خلوص داره.
من معتقدم این کاملن بی معنی است یا به عبارت صحیح تر کج معنی است که آدم وبلاگ نویسی کنه و زن و بچه و دوست و رفیق و همه و همه بدونن کجا میتونن برن آخرین پست طرف رو بخونن.
که مثلن یارو با دوستش دعوا کرده میاد یک پست میزاره:
" گرچه شدیدن بهش توهین کردم ولی جراتش رو نداشت جیک بزنه!"
یا دوست پسرش قهر کرده مینویسه:
"غرورم اجازه نمیده بهش بگم بدون اون هیچم"
بعدشم توی دعوای بعدی میگه:
زکی فکر کردی منظورم تو بودی نه عزیزم منظورم طرف بود"
خلاصه ما باید بشینیم بیانیه های غیر مستقیم وبلاگ نویس محترم را به اطرافیانش بخونیم.
من شخصن هیچ ینی بشری که من حقیقی رو میشناسه هویت مجازیم رو نخواهد شناخت.