حتما می دانید که من از طرفداران جدی تئوری توطئه هستم و منکران این موضوع را دهاتی های ابلهی می دانم که حتی نفهمیده اند چه کلاهی سرشان رفته و از سر نادانی چون خود افق دید محدودی دارند نمی توانند بپذیرند که ممکن است غربیانی تا این حد آینده نگر بوده باشند که چنان برنامه ریزی کرده باشند که حال مساعد ما برای آنها در این روزگار خواست و نقشه ی آنها باشد.
قضاوت در باب اینکه شاهنامه که قطعا سروده ای است مربوط به صد سال اخیر هر چند از فرط نادانی پذیرفته شده که هزار سال از سرودن آن می گذرد چه برای ما در وصف زن داشته؟
به نظر من ادبیات جعلی ما قطعا جهت پوشش دادن به واقعیت پوریم جعل شده پس از چه روی نباید با عناصر مخرب جعل می گردیده؟
این را بدانید که زنان اساسی ترین عنصر تعالی یک جامعه می باشند و هدف قرار دادن زنان یک جامعه مخرب ترین کاری است که می توان برای عقب مانده نگه داشتن آن جامعه انجام داد.
مدتی است که من متوجه شده مهمترین کاری که می توان برای نجات ایران انجام داد حل معضلات مربوط به زنان است و این موضوع حساس شجاعتی زیاد می طلبد که من بنا بر حساسیت و اهمیت موضوع تلاش کردم در خود ایجاد کنم و قطعا مصون از افراط و اشتباه نخواهم بود.
پس آنچه برداشت خودم است ارائه می دهم و خرد و انصاف شما را به قضاوت فرا می خوانم.
پس آنچه برداشت خودم است ارائه می دهم و خرد و انصاف شما را به قضاوت فرا می خوانم.
قضاوت در باب اینکه شاهنامه که قطعا سروده ای است مربوط به صد سال اخیر هر چند از فرط نادانی پذیرفته شده که هزار سال از سرودن آن می گذرد چه برای ما در وصف زن داشته؟
آیا اینکه ادبیات ما هیچ چیزی ندارد جز تشویق تنبلی و تن پروری و خوشگذرانی و اینکه زن جز در نقش یک فاحشه برای خوشگذرانی در بهترین حالت جلوه ای در ادبیات ما ندارد در اثر "پدر!!!" زبان فارسی یعنی فردوسی چه حضور و نمودی دارد؟
به نظر من باید گفت شاگردان فردوسی ظاهرا از باب زن ستیزی نتوانسته اند به پای استاد برسند
تئودور نولدكه درباره ی مقام زن در شاهنامه مینویسد: «در شاهنامه زنان نقش فعالی ایفا نمیكنند؛ تنها زمانی ظاهر میشوند كه هوس یا عشقی در میان باشد».
آیا حق با اوست؟
چند مثال:
زن و اژدها هر دو در خاك به / جهان پاك ازین هر دو ناپاك
این بیت به داستان سایوش شاه زاده ی پاك نهاد ایرانی مربوط میشود كه نامادریش سوداوه بدو دل میبازد و او را به سوی خود میخواند؛ اما پس از آن كه با مخالفت سیاوش رو به رو میشود و از وصل ناامید، نزد شوهرش كیكاوس چنین وانمود میكند كه سیاوش قصد دستاندازی به او را داشته است.
سرانجام به پیشنهاد موبدان سیاوش برای اثبات بیگناهی خود باید از آتش بگذرد. هیزم انبوهی گرد میآید و همه منتظرند كه سیاوش از كوه آتش بگذرد:
تئودور نولدكه درباره ی مقام زن در شاهنامه مینویسد: «در شاهنامه زنان نقش فعالی ایفا نمیكنند؛ تنها زمانی ظاهر میشوند كه هوس یا عشقی در میان باشد».
آیا حق با اوست؟
چند مثال:
زن و اژدها هر دو در خاك به / جهان پاك ازین هر دو ناپاك
این بیت به داستان سایوش شاه زاده ی پاك نهاد ایرانی مربوط میشود كه نامادریش سوداوه بدو دل میبازد و او را به سوی خود میخواند؛ اما پس از آن كه با مخالفت سیاوش رو به رو میشود و از وصل ناامید، نزد شوهرش كیكاوس چنین وانمود میكند كه سیاوش قصد دستاندازی به او را داشته است.
سرانجام به پیشنهاد موبدان سیاوش برای اثبات بیگناهی خود باید از آتش بگذرد. هیزم انبوهی گرد میآید و همه منتظرند كه سیاوش از كوه آتش بگذرد:












