# آزادی بیان
# حجاب
یک روز دو تا خیاط به شهری وارد شدن و ادعا کردن که میتونن بهترین لباسو بدوزن. پادشاه هم خوشش اومد و اونا رو دعوت کرد تا براش لباس بدوزن. اونا هم گفتن لباسی که میدوزن رو هر آدمی نمیتونه ببینه. باید خیلی آدمخوبی باشه تا بتونه لباسو ببینه. خلاصه همه وزیرا و افراد برجسته میفتن و با وجودی که لباسی نمیدیدن از اون تعریف میکردن تا نگن که اونا آدمای بدی هستن. خود پادشاه هم از ترس اینکه مردم نگن اون آدم بدیه از اون لباس تعریف کرد. روزی رسید که باید لباسو میپوشید. به مناسبت حاضر شدن لباس جدید پادشاه خواست تا مردم هم اون لباسو ببینن. همه مردم با اینکه یه پادشاه لخت رو میدیدن ولی از ترس بد نامی همه تحسین میکردن و هورا میکشیدن و در اون بین فقط یه بچه داد زد و گفت که پادشاه لخته. این باعث شد که کم کم همه مردم با اون بچه همصدا بشن و بگن که پادشاه لخته.
***
از نظر من حجاب عامل خشونت تجاوز طلاق و افسرگی اجتماعی کاهش ارزش زن و افزایش فحشا است
چیزهائی که همه میدانیم بسیار افزایش یافته و کسی نمی تواند توضیح درستی در مورد آن بدهد
در عوض ادعا میکنند که چون زنها و دخترها بد حجاب هستند این مسائل اتفاق می افتد و برای حل معضل بر تشدید اجبار برای حجاب اصرار دارند
از طرفی حجاب یک خط قرمز بزرگ است چه از نظر مردم و چه حکومت
پس اگر نشود چیزهای مرسوم را بچالش کشید چگونه خطاهایمان را کشف کنیم؟








