در چهارچوب جمجمه

حقیقت نیازمند انتقاد است ، نه ستایش - نیچه

۱۳۸۹/۱۲/۰۷

پیشگویی های نستراداموس 2012 (آخرالزمان)

# آخرالزمان
# حمله به ایران
# راز بزرگ

من مدعی نیستم که همه ی حقیقت را می‌دانم اما نمی‌فهمم چرا کسی ذره‌ای هم این واقعیات روشن را درک نمی‌کند 
واقعیت اینست که شاید تا کنون کسی در سن من با مطالعه‌ی من و با هوش و استعداد من صادقانه و بدون اینکه به طمع بیفتد از این نمد برای خود کلاهی درست فرصت دقت بر این واقعیت‌ها را نداشته تا اینها را کنار هم بگذارد و حقایق را استخراج کند

به هر حال هشدار بدهم به دلایلی که کاملا برای من روشن نیست لردها برنامه‌هایشان را در غالب پیشگوئی‌هائی انجام می‌دهند که خودشان نوشته‌اند و ادعا می‌کنند سالها پیش نوشته شده است

و این به اصطلاح پیشگوئی‌ها محقق (می‌کنند)می‌شود!


 منبع:  پیشگویی های نستراداموس 2012 (آخرالزمان) - نجف آباد


پیشگویی های نستراداموس 2012 (آخرالزمان)

نوسترآداموس كه نام واقعی‏اش میشل دونوتردام (Michel de Notredame) است در خلال سالهای ۱۵۰۳ تا ۱۵۶۶ میلادی می‏زیست. او جهان را به خوبی می‏شناخت و رویدادهای چهار قرن بعد از خود را با دقت پیش‏بینی نمود. تمامی پیشگویی‏های وی، در مورد حوادث تاریخی به حقیقت تبدیل شده‏اند.


وی پیشگویی‏هایش را در ۱۰ فصل به رشتهء تحریر درآورد و برای هر فصل، نام قرن (Century) را برگزید. هر فصل (یا قرن) از كتابش نیز به ۱۰۰ قطعه تقسیم گشته است، به استثنای فصل ۷ كه به علتی نامشخص در ۴۲ قطعه سروده است. او قطعات تاریخی خود را در قالب رباعیاتی شعرگونه به نظم كشیده و آنها را به زبانی خاص و بسیار شیوا سروده است.

نوشته‏های معمایی او، تركیبی از زبانهای لاتین، یونانی، پرووانسی (Provencal)، فرانسوی، ایتالیایی و اسپانیایی است. گروهی عقیده دارند زبان این نوشته‏ها به زبان فرانسوی قدیم نوشته شده كه تركیبی از دو زبان یونانی و لاتین است رهبری رستاحیز جهانی بی شک از ایران خواهد بود پیش از ظهور منجی در ایران حکومت اسلامی برقرار شده است و از این کشور انتقلابی جهانی تدوین و تدارک دیده می شود و همان گونه که نستراداموس نیز به طور صریح پیشگویی کرده بوده رهبری رستاخیز جهانی بی شک از ایران خواهد بود: شب هنگام در آسمان تیره مشعلی رو به خاموشی دیده خواهد شد در مرکز شهر رن، جنگ و خشکسالی روی خواهد داد کمک متحدین اروپائی خیلی دیر خواهد رسید پرشیا (ایران) یورش خواهد آورد و ماگدونیا را به محاصره خود در خواهد آورد.

۱۳۸۹/۱۲/۰۶

سال 2012 را در آغوش بگیرید






شواهد همه نشان می‌دهد که برنامه‌ ریزی لردها برای به آتش کشیدن خاورمیانه داره قدم به قدم اجرا می‌شه چنانکه قبلا به صورت های مختلف در تدوین کتب مقدس و کتاب‌هاب مدعی پیشگوئی برای آماده ساختن اذهان ترسیم کرده بودند
بهترین ابزار اونها تشیع است که با استفاده از اندیشه‌ی ظهور یک منجی و محتوم بودن حضور او و راه انداختن تبلیغات رسانه‌ای برنامه‌های خودشان را بدست خود مردم منطقه انجام می‌دهند

قضایا برای کسی که ذهن خود را بخواهد از جعلیات پاک کند خیلی شفالف است

حقیقت اینست که ما از روی ترس و غرور و حماقت مقدار زیادی توهماتی را باور داریم که باعث می‌شود حقایق را نبینیم

زمانی که ذهن خودمان را از این توهمات پاک کنیم به روشنی متوجه می‌شویم که

در دنیا افراد ثروتمند و متنفذ که با اطلاعات و ثروت خود بر مردم دنیا تسلط دارند با تصاحب 99 درصد ثروت دنیا 99 درصد مردم را تحت نفوذ دارند
آنها با ایجاد ادیان و مذاهب کنترل فکر مردم را در دست دارند
از مناطق مورد توجه آنها خاورمیانه می‌باشد
دکترین آنها ایجاد بلوا و آشوب در این منطقه است تا جلوی پیشرفت و رونق این منطقه گرفته شود
اقتصاد آنها به جنگ وابسته است و تجربه نشان داده که بعد از هر بحران اقتصادی با ایجاد جنگ دوران رکود را به رونق تبدیل کردند
این جنگ باید در بیرون از مناطق آنها انجام شود تا مانند جنگ جهانی دوم به ساختار خودشان آسیبی نرسد
اسرائیل به عنوان یک چاشنی انفجاری همواره در این منطقه حفظ شده تا در صورت لزوم مقدمه‌ی آتش افروزی باشد
خوب اکنون افسانه‌هایشان را بر اساس سال 2012 تنظیم کردند
اقتصاد آنها به بحران دچار شده و نیاز به جنگ دارد

پس باید خاورمیانه را به آتش و هرج و مرج بکشانند تا زمینه‌ی حضور نظامی ایشان فراهم گردد

۱۳۸۹/۱۱/۲۸

راه درستکاری!!!

کاغذ و نوشت افزار و از همه مهمتر رسم‌الخط تکامل یافته
  با چه معجزه‌ای در قرن سوم هجری موجود بوده است؟




 
گفتگوی زیر از پست قبلی نقل شده که به نظرم ارزش انتشار داشت

گفتگو

برزو ...
دوست عزیز،

قاطعانه میگویم
شما یک قهرمان هستید

اما خواهش میکنم تا به این حد مصر نباشید به مواضعی که میگیرد

در جامعه و محیطی که نقد ها گاه خنده دار ترین موضوعا ت میشوند
به وجود شما نیاز است
مبرم ، خیلی مبرم
به اندازه ی حقیقت و شاید راهی در نیل به آن

بدون امثال شما و جمعی دیگر که متاسفانه بی شمار نیستید
این محیط نقد, لیاقت جدی گرفته شدن را ندارد.
دوست عزیز،

قاطعانه میگویم
شما یک قهرمان هستید

اما خواهش میکنم تا به این حد مصر نباشید به مواضعی که میگیرد

در جامعه و محیطی که نقد های سیاسی و اجتماعی گاه خنده دار ترین موضوعا ت میشوند
به وجود شما نیاز است
مبرم ، خیلی مبرم
به اندازه ی حقیقت و شاید راهی در نیل به آن

بدون امثال شما و جمعی دیگر که متاسفانه بی شمار نیستید
این محیط نقد لیاقت جدی گرفته شدن را ندارد.

آیا متوجه این قبیل تهدیدها نیز هستید ؟
انسان سکولار گفت...
برزوی عزیز

من اصلا نکته‌ی شما را درک نمی‌کنم

خیلی دوست دارم بدانم چرا شما اهمیتی به آینده‌ای که در انتظار ما است نمی‌دهید

لردها در نظر دارند خاورمیانه را در آتش و خون غرق کنند چرا که همانطور که به درستی پیشبینی کردند شیشه‌ی عمر امپراتوری شان یعنی جهالتی که نیمی از مردم دنیا را به آن مبتلا کرده‌اند در ایران نهفته است

از طرفی نفت این خون اقتصاد از بد روزگار در این سرزمین نهفته است و چهل درصد آن از تنگه‌ی هرمز می‌گذرد و این چیزی نیست که بشود از خیر آن گذشت

پس این ملت باید دائما گرفتار افسون ایشان باشد و خودش را پیدا نکند

خوب چه باعث می‌شود این ملت سالهاست در آتش اختلاف و درگیری می‌سوزد

من می‌گویم ایرانیت و اسلامیت

شما می‌گوئید نه؟

من میگویم اینها کاملا باطل است

شما میگوئید اینها باطل خوبی است؟

من می‌گویم چرا ما به حقیقت باور نداشته باشیم؟

شما چه می‌گوئید؟

۱۳۸۹/۱۱/۲۲

بالاخره فیلتر شدیم



بالاخره اینجا فیلترشد

گویا تمام وبلاگ‌های غیر ایرانی فیلتر شده است

قابل توجه آنهائی که مرا موزدور رزیم می‌خواندند

حال ببینید که اسلامیت و ایرانیت هر دو توطئه‌ای علیه منافع مردم منطقه است و عوامل رژیم یا خائنند به ملت یا احمقند که دارند همگام با لردهای جهانی صدای حق و حقیقت را می‌بندند

من تلاش می‌کنم این موضوع مرا به سمت قضاوت اشتباه در مورد مقامات رژیم سوق ندهد چون من نمی‌دانم اینکه ایشان همگام با لردهای جهانی حرکت می‌کنند از نادانی ایشان است و بر اساس تدینی که دقیقا به این دلیل به ایشان تلقین شده دارند چنین می‌کنند یا خیر ولی این برای من حجتی است که نمی‌توان به اسم اینکه به دین مردم احترام بگذارید در مقابل حقیقت سکوت کرد چرا که مسلما عوامل احمق فیلترینگ را به همین بهانه مجاب کردند که این کار را بکنند.

من در این وبلاگ سانسوری برای پاسخ و توضیح دیگران نداشتم و تمام مطالبم را به صورت سئوال مطرح می‌کردم و طلب توضیح داشتم و بخش کامنت‌ها هم کاملا باز بود بی هیچ سانسوری چرا کسانی که تشخیص دادند باید وبلاگ‌ها را  فیلتر کنند و سعی نکردند پاسخی به سئوالات من بدهند؟

پس اینها کسانی هستند که آگاهانه می‌خواهند راه  را بر حقیقت ببندند وگرنه این یک کرسی آزاد اندیشی بفرمائید

چرا نیامدید آزادانه بحث کنید؟


 من عامل خارجی بودم؟

 من از سرویس‌های بیگانه پول می‌گرفتم تا بر علیه منافع کشورم مطلب بنویسم؟

به هر حال اکنون که وبلاگم فیلتر شده من دیگر خیالم از اینکه کسی بتواند مطالب مرا بخواند راحت می‌شود و از این به بعد من فقط برای خودم و معدود بازدید کنندگان خارجی مطلب می‌نویسم و ملاحظه‌ی اعتقدات خواننده‌ی داخلی را نمی‌کنم

این به معنی نوشتن بر اساس کینه و بغض نیست

۱۳۸۹/۱۱/۲۱

ایرانی نژاد پست نیست



فقط نظرات را جواب می‌دهم


باید به اونهائی که ایرانی‌ را دهاتی‌های مغرور و ابلهی می‌دونن که تا دهشون شهر شده با چسبوندن خودشون به افتخارات تاریخی ملل گذشته میخوان وانمود کنن که آدم حسابی هستند

و با یک تاریخ جعلی و ادبیاتی تو خالی ادعای نژاد برتری می کنن در حالی که هیچ اصالت نژادی ندارند و مثل کوتوله‌های ابلهی بازیچه‌ی نخبه‌گان طماع جهانی میشوند نشون بدیم که

ایرانی آگاه است میفهمد و اجازه نمی‌دهد بخاطر اینکه نفت لعنتی زیر پایش است به تمسخر و بازی گرفته شود تا آنها خیالشان از تامین نفت خود راحت باشد

باید نشان داد که ما هم می‌توانیم خود را به مردم مترقی دنیا برسانیم و عقب افتادگی سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ما موقتی است و این نشان از کم هوشی و یا نژاد پست ما نیست

باید نشان دهیم که می‌دانیم شهروند آگاه حق و حقوق خود را از حکومت مطالبه می‌کند و خود نیز در حمایت از حکومت با حضور فعال خود در مناسبت‌ها وظیفه‌‌اش را انجام می‌دهد و اینطور نیست که ما  احمق‌های نادانی باشیم که همواره یا می‌خواهیم یک رئیس جمهور فداکار و قهرمان باشیم یا یک شهروند مدعی و طلبکار که هیچ کار برای رشد خود و کشورش نمی‌کند

با این حال ضمن اینکه بخش نظرات تمام پست‌های قبلی باز است و پیام شما فورا به من می‌رسد تا مدتی فقط جواب کامنت‌های شما را خواهم داد و پیام جدیدی برای شما ندارم

چون اگر این همه پیام من هیچ واکنشی در شما ایجاد نکرده من بعد هم نخواهد کرد

اینطور نیست که من ندانم این صد عدد بازدید روزانه از سر بیکاری نیست و سکوت خوانندگان بیشتر از سر تائید و احترام است تا بی مهری و مخالفت ولی اینکه تمام مطالب من از نظر خوانندگان بی عیب و کامل می‌رسد نشان می‌دهد که باید تا زمانی که این مطالب آنقدر در ذهن خوانندگان جا بیفتد تا عیوب آنرا درک کنند از ارائه‌ی مطلب جدیدی به ایشان خودداری کنم


۱۳۸۹/۱۱/۱۵

مطهری و شاهنامه

# ادبیات ایران
# شاهنامه
# مطهری

ديدگاه آیت الله مطهری در باره فرهنگ ایران و زبان پارسی


توجه داشته باشید که ایشان به توطئه‌ی مذکور پی برده اما بی آنکه توجه نماید که تمام علوم فقهی خود نیز از کتب روائی و حدیث جعلی است




زنده‌ کردن‌ لغات‌ فارسی‌ باستانی‌، برگشت‌ از تعالیم‌ قرآن‌ است‌

انجمن‌ و مؤسّسه‌ای‌ بود برای‌ این‌ امور که‌ با وزارت‌ معارف‌ و فرهنگ‌ رابطه‌ داشت‌؛ و برای‌ از بین‌ بردن‌ لغات‌ عربی‌ و فرهنگ‌ اسلام‌ نهایت‌ سعی‌ و کوشش‌ را داشتند. و در اداره‌ی فرهنگستانی‌ که‌ پشت‌ مدرسه‌ی سپهسالار بود، برای‌ این‌ موضوع‌ مال‌‌ ملّت‌ بیچاره‌ را می‌خوردند و می‌بردند. نام‌ قبرستان‌ را گورستان‌، و اجتماع‌ را گردهمایی‌، و جمعه‌ را آدینه‌، و وسائل‌ ارتباط‌ جمعی‌ را رسانه‌های‌ گروهی‌، ...

اینها همه‌ برای‌ دور کردن‌ مردم‌ از لغات‌ قرآن‌ است‌. برای‌ قطع‌ رابطه‌ و بریدن‌ با نهج‌ البلاغه‌ است‌. برای‌ عدم‌ آشنایی‌ مردم‌ به‌ جمعه‌ و جماعت‌ است‌. برداشتن‌ «طاء» از کلمات‌ و به جای‌ آن‌ «تاء» نهادن‌، مانند تبدیل‌ کتابت‌ لفظ‌ طهران‌ به‌ تهران‌ روی‌ همین‌ زمینه‌ است‌ ...
برای‌ ریاضیات‌ از جبر و حساب‌ استدلالی‌ و فیزیک‌ و شیمی‌ در نمره‌ی امتحانی‌ ضریب‌ می‌گذارند؛ و برای‌ عربی‌ نه‌ تنها ضریب‌ نمی‌گذارند، آن قدر آن را بدون‌ اهمّیت‌ و در درجه‌ی پست‌ می‌گذارند که‌ وجود و عدمش‌ مساوی‌ می‌باشد....
این همه‌ سر و صدا برای‌ عظمت‌ فردوسی‌، و جشنواره‌ و هزاره‌ و ساختن‌ مقبره‌، و دعوت‌ خارجیان‌ از تمام‌ کشورها برای‌ احیاء شاهنامه‌، و تجلیل‌ و تکریم‌ از این‌ مرد خاسر زیان‌ بُرده‌ی تهیدست‌ برای‌ چیست‌؟! برای‌ آن است‌ که‌ در برابر لغت‌ قرآن‌ و زبان‌ عرب‌ که‌ زبان‌ اسلام‌ و زبان‌ رسول‌ الله‌ است‌، سی سال‌ عمر خود را به‌ عشق‌ دینارهای‌ سلطان‌ محمود غزنوی‌ به‌ باد داده‌ و شاهنامه‌ی افسانه‌ای‌ را گرد آورده‌ است‌ ...تبلیغات‌ برای‌ فردوسی‌ و شاهنامه‌، تبلیغات‌ علیه‌ اسلام‌ است‌. فردوسی‌ با شاهنامه‌ی افسانه‌ای‌ خود که‌ کتاب‌ شعر (یعنی‌ تخیلات‌ و پندارهای‌ شاعرانه‌) است‌ خواست‌ باطلی‌ را در مقابل‌ قرآن‌ عَلم‌ کند؛ و موهومی‌ را در برابر یقین‌ برسر پا دارد. خداوند وی‌ را به‌ جزای‌ خودش‌ در دنیا رسانید و از عاقبتش‌ در آخرت‌ خبر نداریم‌. خودش‌ می‌گوید: بسی‌ رنج‌ بردم‌ در این‌ سال‌ سی /

عجم‌ زنده‌ کردم‌ بدین‌ پارسی‌ /

چو از دست‌ دادند گنج‌ مرا /

نبد حاصلی‌ دسترنج‌ مرا/

ما در زمان‌ خود هرکس‌ را دیدیم‌ که‌ خواست‌ عجم‌ را در برابر اسلام‌ عَلم‌ کند، و لغت‌ پارسی‌ را در برابر قرآن‌ بنهد، با ذلّت‌ و مسکنتی‌ عجیب‌ جان‌ داده‌ است‌. فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی‌ الابْصَار!

برگرفته از کتاب ِ نور ِ ملکوت ِ قرآن –
تالیف آیت الله مُطهّری/ جلد چهارم / بخش ِ ششم 

آخرین مصاحبه‌ی شاه

# محمدرضا شاه پهلوی
# یهودیان 
# راز بزرگ

من اعتقاد دارم که سرنگونی محمدرضا شاه یهلوی بنا بر خواست لردها و با کمک لابی یهودیان دنیا بخصوص آنوسی‌های ایران آنها که به وفور امروزه در چهره‌ی عناصر اطلاعات و سپاه درون نظام نفوذ کرده‌اند صورت گرفته است

به این بخش از صحبت‌های ایشان توجه کنید

بخشی از مصاحبه محمد رضا پهلوی آخرین شاه ایران را با وایک والِس که در سال 1974

والِس: هیچکدام از نظرات شاه مانند نظر ایشان در رابطه با تاثیر لابی یهودیان آمریکا تا بالاترین سطوح, مورد حمله قرار نگرفت.

والِس: مطمئنا شما عالیجناب به من نمیگویید که لابی یهودیان در آمریکا ریسمان ریاست جمهوری را میکشد؟

محمد رضا پهلوی: نه کاملا! اما من فکر میکنم که حتی بیش از اونه که مصالح اسراییل را در بر بگیره.

والِس: شما فکر میکنید که لابی یهودیان در آمریکا تا اون حد قویه که بر ضد منافع اسراییل باشه؟

محمد رضا پهلوی: بله! بعضی مواقع اونها حتی بر علیه منافع اسراییل حرکت میکنن. اونها خیلیها را بی مورد تحت فشار قرارمیدنو

والِس: چرا رییس جمهور آمریکا باید به اونها توجه کنه؟

محمد رضا پهلوی: آنها قوی هستند

والِس: قوی از چه لحاظ؟

محمد رضا پهلوی: خیلی چیزها را تحت کنترل دارند.

والِس: چه چیزهایی را کنترل می‌کنن؟

محمد رضا پهلوی: روزنامه ها, میدیا, بانکها, اعتبارات و همین جا ختمش میکنم.

والِس: اعلیحضرت! آیا شما واقعا فکر میکنید که لابی یهودیان در آمریکا اینقدر قوی هستند؟ اونها میتونند میدیا را وادار کنند که نظراتشون در رابطه با امور خارجی را منعکس بکنن؟

محمد رضا پهلوی: بله

والِس: آنها گزارش نمیدهند, ما گزارش نمیدهیم بر اساس حقیقت؟

محمد رضا پهلوی: لطفا همه چیز را قاطی نکنید. من نمیگم تمام میدیا. من میگم در میدیا آدمهایی دارند. نه تمام میدیا. بعضی روزنامه ها نظرات خودشون را درجمع یکنن.

والِس: برای مثال نیویورک تایمز, تحت تملک خانواده سالزبورگ هست که یهودی هستند. آیا شما میگین که نیویورک تایمز یکطرفه و سرخود در خبر رسانیش در رابطه با صهیونیسم, وجود اسراییل, روابط آمریکا با کشورهای عربی عمل می‌کنه؟

محمد رضا پهلوی: شما باید تمامی مقالات نوشته شده در نیویورک تایمز در مورد این موضوعات را کنار هم بگذارید و نتیجه بگیرید. شما میتونید اینها رو به کامپیوتر بدید و کامپیوتر جوابش را به شمامیده.

والِس: طوری که شما حرف میزنید به معنی این است که شما به این حرف اعتقاددارید.

محمد رضا پهلوی: بگذارین که منتظر جواب کامپیوترباشیم.

والِس: واشنگتن پست

محمد رضا پهلوی: مشابه

والِس: نتورک

محمد رضا پهلوی:کمتر

والِس: بایستی بگم که که شما با شخصیت کاندید مورد علاقه تون صحبت میکنید.

محمد رضا پهلوی: چنانچه دوست دارید! من همیشه سعی کردم که کاندیدی باشم که همیشه بودم.



۱۳۸۹/۱۱/۰۶

مغالطه‌ی بزرگ

# تاریخ ایران
# جادوی مغالطه
# راز بزرگ


فکر می‌کنید می‌توان بدون زدودن تلقینات و جعلیات القاء شده به ما حقیقت را دید؟


  با علم به اینکه خانه‌ی A , B با هم همرنگ هستند کاری کنید که ذهنتان تحت تاثیر عناصر جانبی قرار نگیرد.


تا دروغ‌ها و عناصر جعلی ذهن را نزدائید نمی‌توانید حقایق را ببینید.


و اگر با واقعیت ذهن خود را آشنا کنید آنگاه می بینید که چقدر خطر نزدیک است.


می فهمید که :



به چه دلیل عده‌ای می‌خواهند با مسدود کردن اینترنت نگذارند کوس رسوائیشان زده شود
و
حقیقتی را در ایران دفن کنند

که باید تا دیر نشده باید با رسوا کردن ایشان ایران را نجات دهیم
سر نخ رسوائی امپراتوری ایشان در این سرزمین است
و سالهاست که می‌خواهند این مدارک را از بین ببرند


تلاش‌های ایشان برای تحریف حقایق کاملا  نشان از اهمیت این موضوع در سرنوشت بشر دارد

 حقایق تلخی که جدیدا مکشوف شده را هر چه زودتر بفهمیم بهتر است

رسوائی تاریخ ایران یک موضوع بین‌المللی است نه یک موضوع محلی

خواست ایشان بر اینست که این راز به هر قیمتی باید در ایران دفن شود و اگر لازم شود بخاطر آن هر کاری می‌کنند

همانطور که به بهانه‌ای احمقانه به عراق حمله کردند و تورات‌ها و آثار باستانی موجود در این کشور را از عراق خارج کردند این کار را با ایران هم خواهند کرد



۱۳۸۹/۱۱/۰۴

ريچارد فراي

# تاریخ ایران
# مستشرقین
# ایران و ایرانی

راز بزرگ باورهای ما


تاریخ بردگی انسان

دوستان عده‌ای می‌خواهند با مسدود کردن اینترنت نگذارند کوس رسوائیشان زده شود
و
حقیقتی را در ایران دفن کنند

ولی تا دیر نشده باید با رسوا کردن ایشان ایران را نجات دهیم
سر نخ رسوائی امپراتوری ایشان در این سرزمین است
و سالهاست که می‌خواهند این مدارک را از بین ببرند


تلاش‌های ایشان برای تحریف حقایق کاملا  نشان از اهمیت این موضوع در سرنوشت بشر دارد

 حقایق تلخی که جدیدا مکشوف شده را هر چه زودتر بفهمیم بهتر است

رسوائی تاریخ ایران یک موضوع بین‌المللی است نه یک موضوع محلی

خواست ایشان بر اینست که این راز به هر قیمتی باید در ایران دفن شود و اگر لازم شود بخاطر آن هر کاری می‌کنند

همانطور که به بهانه‌ای احمقانه به عراق حمله کردند و تورات‌ها و آثار باستانی موجود در این کشور را از عراق خارج کردند این کار را با ایران هم خواهند کرد



درست است که اندیشه‌ی ابراهیم در زمان خود اندیشه‌ای مترقی و موجب بوجود آمدن اخلاقیات انسان امروز بوده است عقایدی مبنی بر انصاف و نیکوکاری و پرهیز از دزدی و قتل که در زمان خود و در مقابل اقوام وحشی اندیشه‌ای مترقی بود اما به مرور این عقاید وسیله‌ای شد برای تفوق و سیادت عده‌ای بر مردم

و این افراد اندیشه‌ی یهودیان را وسیله‌ی رسیدن به اهداف خود نمودند یهودیانی که بر اثر یک ویژگی خاص سالها تاریخ و اعتقادات بشری را با خود داشتند.

این ویژگی مهم که باعث شد کسانی که به جهانبینی دیگری اعتقاد داشتند نتوانند در مواقع برتری بر این قوم آنها را نابود کنند این ویژگی خاص یهودیان بوده که صفت یهودی بودن از مادر به ارث برسد نه از پدر

این ویژگی استثنائی ریشه در اختلاف بین سارا و هاجر دو زن ابراهیم دارد سارا که از قوم ممتاز تری بود به هاجر که کنیزی مصری بود و فرزندش اسمائیل  حسادت می‌کرد تا جائی که ابرهیم را مجبور کرد اسمائیل و هاجر را به صحرای عربستان برده و آنها را ترک کند.

 معبدی که ابراهیم برای خدا درست کرد شد قبله‌ی فرزندان اسمائیل و فرزندان اسحاق (فرزند دیگر ابراهیم از سارا) همواره تلاش داشتند که خود را از فرزندان کسی که مطرود بود یعنی اسمائیل جدا ببینند و خود را  انسان‌های برتری می‌دیدند همان طور که مادرشان همواره در گوش ایشان می‌خواند که شما چون از من هستید برترید و فرزندان هاجر موجودات پستی هستند

پس رسم بر این شد که ملاک برتر بودن منتسب بودن به رحم برتر باشد و نطفه‌ی پدر نسب فرزند را تعیین نکند

همین رسم ایجاد شده بر اثر یک اختلاف ساده موجب شد که این قوم بتوانند خود را از تمام گردنه های تاریخ سالم عبور دهند



پورپیرا چه می‌گوید II

# تاریخ ایران
# پورپیرا


ما ایرانیان چنان دروغ به خوردمان دادند که تار و پود ما شده دروغ دروغ دروغ


و چون کودکانی که سکه‌ی آنها را از چنگش در می‌آورند و به جای آن یک خروس قندی می دهند سالها با انحراف تاریخ ما سرمان را کلاه می‌گذارند و اشیاء بسیار ارزشمند تاریخی ما را به یغما می‌برند و به جای آن تخت جمشیدهای نیمه کاره را بازسازی می‌کنند و ما را چنان ااز خود غافل می‌کنند که وقتی هم شخصی پیدا می‌شود که می‌گوید ای مردم بی خبر کجای کارید که داستان نه آنگونه است که می‌دانید سر شما را بد کلاهی گذاشته‌اند از فرط بلاهت و حماقت لجوجانه اصرار داریم که بگذار در خواب بمانم بگذار که من همین طور در خفت خواری در گرفتاری باشم اما نمی‌خواهم چشمانم را باز کنم و بفهمم چرا با این همه منابع این قدر گرفتارم


نمی‌خواهم بفهمم چرا این بلاها را سر من می‌آورند نمی‌خواهم بفهمم که می‌خواهند به کشور من حمله کنند تا تاریخ مرا که رسوائی آنهاست به یغما ببرند


نمی‌خواهم بفهمم که چرا آرزوی من شده اینکه دشمن به کشورم حمله کند


کلاهی که سر مردم خاورمیانه و بخصوص ایرانی‌ها گذاشته شده از توصیف برون است و اگر در بجنبیم برای سر پوش گذاشتن به این رسوائی ایران را بمباران خواهند کرد که این موضوعات در هیاهوی جنجال‌ها گم شود تا کسی نفهمد چگونه بر اساس داستانهای الواح گلی پیشینیان ما کتاب‌های مقدس مردم را نوشتند و ایشان را به بردگی گماردند با ادعای اینکه خدا در دنیائی دیگر جبران بدبختی ایشان را خواهد کرد


بیدار شوید بیدار شوید هیچ بعید نیست چون این اسرار یک گوشه‌ی حکومت ما را هم لرزان خواهد کرد حکام ما هم تن به این دروغ بدهند


امید که بفهمند صلاح همه در حقیقت است و بس و ایشان هم ناخواسته آلت دست دشمن شدند و بفهمند ظلمی بزرگتر از مخفی کردن حقیقت از مردم نیست



اما نمی‌توان به ایشان امید داشت و باید تا ارتباطی با جهان باقی است


دنیا را از این راز مهم آگاه کنیم



^^^^^^^^^^^^^^^^
من نه پورپیرا می شناسم و نه حتی کوچکترین کامنتی برای ایشان داده یا گرفته ام 

اساسا از بغض و عقده‌ای که در وبلاگ‌های ایشان از سوی اقوام غیر پارس
عامل ناسزا گوئی و نفرت پراکنی است  متاسف هستم

اما حرف حق هر چه تلخ باشد باید دانست که اگر چشم بر آن ببندیم خودمان را به تباهی کشانده‌ایم

من تمام مطالب زیر را با ذهنی کاملا باز و رها از بغض‌ها و کینه‌ها درست و صحیح یافته‌ام


×××××××××××××××××××××

مروری بر فحوای مجلدات هشت گانۀ « تأملی در بنیان تاریخ ایران » 
نویسنده ناشناس
به سال 1379 ه . ش ، اولین جلد از مجموعه آثار هشت گانه ای با عنوان « تأملی در بنیان تاریخ ایران » ، به قلم آقای ناصر پورپیرار ، در کتابفروشی ها خودنمائی کرد که تاریخ ایران و شرق میانه و حتی جهان را از آن دیدگاه متعارف و کلیشه ای نمی دید و از منظری دیگر بدان می نگریست . برآورندۀ کتب موصوف ، پیرامون ظهور هخامنشیان و شخص کورش و دیگر اجزاء آن سلسله ، سخنی دیگر می گفت ؛ اثبات کرد که تخت جمشید بنائی ساخته نشده و به اتمام نرسیده بوده است ؛ آشکار نمود که کتیبه های منتسب به پادشاهان اصطلاحاً ساسانی ، در اضلاع و جبال فارس ، نوکنده اند ؛ بنی امیه را به شکلی دیگر تعریف کرد ؛ شیعه را به لونی دیگر دید ؛ غدیر را به قامتی متفاوت تفسیر نمود ؛ کشتار و قتل عام انسانی « پوریم » ، در 2500 سال پیش ، توسط یهودیان ، که به سبب آن ایران به درازای 22 - 20 قرن ، دیگر ایران نشد و نبود را پیش کشید و علل العلل عقب ماندگی شرق میانۀ نامدار معرفی کرد ؛ سر اندر کار کاروانسراها و حمام ها و پل ها و مدارس و مساجد و مصلاها و ... گذاشت و اثبات کرد که عمدۀ ایشان ، 1000 سال با طلوع اسلام فاصله دارند و عملاً اگر به دارائی های موجود بنگریم ؛ توشۀ اندکی از دوران ماقبل از اصطلاحاً صفویه در ایران می توانیم برچینیم و ... .